عبد الحسين نوايى
420
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
شه گردون سرير مهر افسر * كه دارد شاروه شاهانه بر در هزاران شكر كيم رب و دوديم * عدم دن ايلدى ظاهر وجوديم قرين فيض و فضل داور اولديم * همايون نام له نامآور اولديم بنم بير گوهر اما در جم ايكى * فروزان اختر اما برجم ايكى ايكى دولتدن اولدوم چون مكرم * عجب چوخ اولمشم محسود عالم الهى تا كه نوبت وار زمان ده * چالنسون بو ايكى نوبت جهان ده بو ايكى سايه دن تاپيم من كام * اوروم خدمت لر آراسنده هم كام سايهء حضرتاعلى بر فرق اين بنده پاينده باد . « 1 » « 2 »
--> ( 1 ) - عنوان مطلب در منشآت : « عريضهاى است از جانب تيمورخان پسر شاهزاده نصر اللّه ميرزا كه به پسر محمد شاه هندى نوشته است » ص 35 . ( 2 ) . نادر در هند دختر محمد شاه را براى نصر اللّه ميرزا خواستگارى كرد . ثمرهء اين ازدواج پسرى بود كه او را به نام نياى بزرگ وى تيمور خان ناميدند . تيمور خان پنج ساله بود كه نادر به قتل رسيد و عليقلى خان برادرزادهاش اولاد نادر و اولاد فرزندان نادر را به تيغ تيز سپرد و تيمور خان هم در جزو شاهزادگان افشارى به قتل رسيد . نامهاى كه در متن آمده از قول تيمور خان نوشته شده و در حقيقت اعلام ولادت اوست به پدر بزرگش محمد - شاه گوركانى نه پسر محمد شاه چنان كه در منشآت آمده .