عبد الحسين نوايى

414

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

نامهء نادر شاه به محمد شاه گوركانى جواهر نفيسهء ادعيهء طيبهء دوستى قرين و لئالى زاهرهء تسليمات زاكيات مودت آيين از مخزن و داد و گنجينهء اتحاد حضرت فلك رفعت درة التاج اكليل سلطنت و كامكارى ، فروزان گهر درج دولت و اقبال ، درخشان اختر برج سعادت و ابهت و اجلال ، سرافرازى ده افسر سرورى و جهانبانى ، نقاوهء خاندان رفيع الشأن گوركانى برادر والاگهر و حبيب نيكو سير مبلغ و متحف داشته بر لوح مصادقت مىنگارد كه چون پيوسته غواص ضمير خلت تخمير ، در بحر اشتياق مستغرق اين معنى است كه به وسايل شايسته گوهر گرانبهاى مقصود كه عبارت از مكاتيب داله بر حقايق حالات خيريت نمود است ، از غوصگاه محبت به كنار آمده در و ديوار نهانخانهء خاطر به آن مرصع كارى وجيب و دامان جان و جنان مشحون به فرائد بهجت و كامكارى گردد ، لهذا در اين اوان خجسته نشان كه شهامت و بسالت‌پناه ميرزا محمد حسن به جهت تجديد عهد و تمهيد رسوم مؤاخات از اين طرف قرين الشرف مأمور آن دربار فلك ظهور گشته ، قليلى از مرصع‌آلات مساوى چهار دانگ و كسرى چون در آن سركار عظمت‌مدار به جهت خلعت و انعامى كه از موقف احسان واقع مىشود مصروف داشت و بين الدولتين مغايرت و جدائى منظور نبود ، به رسم ياد بود ، مصحوب