عبد الحسين نوايى
398
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
نامهء نادر به محمد شاه گوركانى قبل از ورود به هندوستان به تاريخ جمادى الاولى سنه 1151 بر راى جهان آراى اعلى حضرت همايون پوشيده نماند كه آمدن من به كابل و تسخير آنجا محض غيرت اسلامى و دوستى نسبت به شما بوده هرگز تصور نمى كردم كه اشقياى دكن يعنى طايفه مهاراتها بتوانند از ممالك پادشاه اسلام خراج بگيرند . توقف من در اين طرف اتك به اين ملاحظه است كه اگر اين كفار به سمت دهلى حركت نمايند قشون ظفر نمون قزلباش را مأمور كنم آنها را به قعر جهنم بفرستند . صفحات تاريخ از دوستى ما بين سلاطين ما و اجداد اعلى حضرت شما مشحون است . به على مرتضى قسم كه به غير از دوستى و درد مذهب هيچ مقصودى نداشته و ندارم و اگر شما غير از اين گمان مىكنيد مختاريد . من هميشه دوست آن خانوادهء نامدار بوده و خواهم بود . « 1 »
--> ( 1 ) . نادر نامه ص 542