عبد الحسين نوايى

396

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

شاملو و بعد از آن به توسط محمد على خان به آن پادشاه ذىجاه اعلام شده بود كه كسى تعيين نمايد ، بعد از ورود رايات منصوره به آن حدود ، راه فرار به ايشان مسدود دارند و در مكاتيب شريفه كه از حضور پرنور آن حضرت مصحوب ايلچيان مشار اليهما شده - بود مندرج ساخته بودند كه به صوبه داران كابل ، در آن باب تأكيد اكيد و امر شديد به عمل آيد . بنابرآن ، اين نيازمند درگاه إله نيز ، به سلسله جنبانى تعهدات آن حضرت عازم قندهار و براى تجديد مذاكرهء آن مواد ، ايلچى ديگر به سفارت مأمور و بعضى سفارشات در عالم موالات لسانا و شفاها به ايلچى مزبور القا شده كه در حين ادراك تلثيم عتبهء عليهء قاآنى به عرض اقدس رساند و حال چهارده ماه است كه ايلچى رفته و كار قندهار طى نشده اثرى از تعهدات مزبوره به ظهور نرسيده و قطع نظر از آن ايلچى را در آن صوب توقيف و بر خلاف مدلول وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها « 1 » در ارسال جواب مكتوب كه از گلزار دوستى گلى و از بهارستان مودت سنبلى بود تهاون تسويف به عمل آمده خلاصهء مطلب اينكه اين نيازمند درگاه إله جز دو جهت ، سواى رعايت راه و رسم مودت و پاسدارى نواميس محبت ، اثرى ديگر مطمح نظر نبوده توقعى در ملك و مملكت آن حضرت كه الهى تا ابد بر آن دودمان پاينده و مخلد باد ، نداشتيم و دولت روزافزون ايشان را در عالم يگانگى از خود مىانگاشتيم : يكى از راه جنسيت و رابطهء تركمانى و ثانى به اعتبار قرب و مراعات جوار و محبت كه فيما بين هند و توران استقرار داشته ، در اين صورت مقتضاى مقام محبت اين بود كه از آن طرف قرين الشرف نيز اين رو به مرعى و مستمر باشد . مع‌هذا ، خلاف معمول ، به وجوه متنوعه ، از جانب شريف به ظهور پيوست . هرگاه آن پادشاه جمشيد جاه به اقتضاى ذكاء جهان‌پرور و فطنت حقانيت گستر اين طريقه را ملحوظ مىدارد ، فهو المقصود و هرگاه چنان كه نظر به سليقهء بعضى از كارگزاران آن دولت

--> ( 1 ) - سورة النساه 86