عبد الحسين نوايى
375
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
مزيد الفت فى ما بين حضرتين و رفع غوايل شور و شين از ميانهء فريقين ، مطالب خمسه را كه عبارت از تصديق ملت جعفرى و اختصاص ركنى از اركان بيت الله الحرام به حجاج ايران و تعيين امير الحاج از دولت عليهء نادريه « 1 » به دستور مصر و شام و اطلاق اسراى جانبين و بودن وكيل در پايتخت دولتين باشد خواهشمند شدند « 2 » . بعد از تكرار آمد شد سفرا و ايلچيان كه پادشاه اسلامپناه روم سه مادهء اخير را قبول و مقدمهء تخميس مذهب و تفويض ركن « 3 » را به معاذير شرعيه موكول ساخته به موجب نواهج نوافج ختام [ اعتذار « 4 » ] طالب فسخ اين مرام شده بود . اگر چه اعلىحضرت شاهنشاهى كه منشأ اين تكاليف شدند ، سواى رفع تباغض و دفع تناقض و التيام اهل اسلام منظورى نداشتند ، ليكن [ چون به تقدير الهى حصول مقصود در عقدهء امتناع ماند ، در حينى كه قرع باب استصلاح جز بىغرضى و خلوص و محبت محملى نمىداشت ، محض « 5 » ] از راه رضاجوئى خاطر همايون پادشاه ظل الله سكندر مقام و حفظ ناموس اسلام حلقهكوب در دوستى « 6 » گشته مطالب معهوده را متروك و طريق مسالمت « 7 » مسلوك داشته « 8 » و اين نويد آرامبخش را مصحوب چاپار به پادشاه فلك رخش اعلام داشتند « 9 » اما چون بعضى از ممالك عراق و آذربايجان در ازمنهء سالفه به سلاطين تركمانيه تعلق داشته كه به سبب اختلافانگيزى شاه اسماعيل به دولت عليهء عثمانيه انتقال يافته ، ضمنا اظهار شد كه هرگاه بر طبع اقدس پادشاه اسلامپناه شاق و مخالف
--> ( 1 ) - م : دولت عليهء ايرانيه ( 2 ) - در پايتخت . . . از پادشاه سكندرجاه خواهشمند ( 3 ) - م : ركنى ( 4 ) - م : ندارد ( 5 ) - م : ندارد ( 6 ) - م : دوستى ( 7 ) - م : مسالمت را ( 8 ) - م : مسلوك و ابن نويد . . . ( 9 ) - به صحابت چاپار فلك رخش به آن پادشاه گردون غلام اعلام . . .