عبد الحسين نوايى

352

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

بدنهء پشت تخت برجستگىهاى مخروط شكلى است مزين به ياقوت كه در سر هر برجستگى قطعه‌اى زمرد نصب شده . بالش روى تخت از مخمل ارغوانى رنگ دوخته شده و اطراف آن با مرواريد گلدوزى و با پولكهاى طلائى و ياقوت و زمرد مزين گرديده است . اين تخت داراى پاتختى كوچكى است با تزئيناتى همانند تخت بزرگ . جالب توجه اين است كه در سالن شمارهء دو توپ‌قاپى هداياى سلطان عثمانى نيز به معرض تماشا گذاشته شده و از جملهء اين هدايا خنجرى است كه قبضهء آن با سه قطعه زمرد درشت تزيين يافته و در بالاى آن نيز زمرد بسيار درشتى كار گذاشته شده و در زير آن ساعت كوچكى قرار گرفته است . اندازهء زمردهاى قبضه 4 * 3 سانتيمتر است و جنس غلاف و قبضه از طلاست مزين به اشكال گوناگون با الماسهاى متعدد . علت اين نكته كه هم هداياى نادر و هم هداياى سلطان محمود خان عثمانى در كشور عثمانى بوده و در موزهء توپ‌قاپى نيز در كنار هم قرار گرفته‌اند ، ظاهرا اين است كه قرار بوده دو هيئت سفارت از ايران و استانبول به بغداد روند و پس از رسيدن سفرا بدان شهر هر يك به صوب مأموريت عزيمت نمايند . اما سفرا به بغداد كه مىرسند خبر كشته شدن نادر منتشر مىگردد و اين امر ادامهء حركت آنان را متوقف مىسازد و اندكى بعد كه مصطفى خان شاملو با وجود تأييد سمتش از طرف ابراهيم شاه از رفتن به طرف استانبول منصرف مىگردد ، موضوع تبادل سفراى طرفين منتفى مىشود . در اين هنگام دولت عثمانى از فرستادن هدايا خوددارى مىورزد و آنها را به استانبول برمىگرداند . اما تخت نادرى به بغداد ارسال شده بود و بغداد جزو متصرفات دولت عثمانى بود و بدينگونه دولت عثمانى بىآنكه متقابلا هدايايى بفرستد ، تخت را تصاحب كرده و در ايران هم اوضاع چنان آشفته بوده كه كسى متوجه اين موضوع نشده و اگر توجهى هم به احتمال ضعيف ابراز مىشد قدرت سياسى و نظامى وجود نداشته كه پشتوانهء سخن حق باشد .