عبد الحسين نوايى

332

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

بگذارند . سيم - آنكه هر سالى از طرف ايران امير حاج تعيين شود كه طريق مير حاج مصر و شام ، در كمال اعزاز و احترام ، حجاج ايران را به كعبهء مقصود رسانيده در دولت عليهء عثمانيه ، امير حاج ايران تالى امير حاج مصر و شام ، باشد . چهارم - آنكه اسراى دو مملكت نزد هركس بوده باشد مطلق العنان و آزاد بوده بيع و شرى برايشان روا نباشد . پنجم - آنكه وكيلى از دولتين در پايتخت يكديگر بوده و امور مملكتين را بر وفق مصلحت فيصل مىداده باشند كه به اين وسيله رفع اختلاف صورى و معنوى از ميانهء امت محمديه گشته من بعد به مقتضاى إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ « 1 » رسم الفت و برادرى فى ما بين اهالى ايران و روم مسلوك باشد . امناى دولت ابد پيوند عثمانى چند مطلب را كه عبارت از تعيين امير حاج و اطلاق اسراى جانبان و بودن وكيل در مقر [ دولتين ] « 2 » بوده باشد قبول و حقيقت مذهب جعفرى را تصديق كرده باقى مواد را به محاذير شرعيه و معاذير ملكيه موقوف ساخته بودند . ايلچيان ذىشان به خصوص اين مطلب از طرفين آمد و شد كرده از آن طرف [ مقدمات عذر و از اين جانب به براهين ساطعه و حجج قاطعه القاء و افهام جواب مىشد . « 3 » ] چون در عرض هفت و هشت سال اين مقدمات به آمد و شد سفرا صورت عمل نيافت ، در اين سال خجسته فال تنگوزئيل كه مطابق سنهء يك هزار و صد و پنجاه و شش بوده باشد ، موكب « 4 » همايونى قاآنى وارد وى ظفر مقرون خاقانى با غازيان كاصحاب

--> ( 1 ) - سورهء الحجرات آيه 100 ( 2 ) - م : ندارد ( 3 ) - م : اقامهء اعذار و از اين جانب به رد اعتذار براهين قاطعه و حجج ساطعه القاء و اظهار مىشد . ( 4 ) - م . كوكبهء همايون