عبد الحسين نوايى
329
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
الغالب ، مظهر العجائب ، صاحب المناقب ] « 1 » على بن ابى طالب قرار يافته و هر يك از خلفاى اربعه در مدت خلافت خود با هم ناهج مناهج التيام و ائتلاف و معرى از شوائب اختلاف بوده رسم مصادقت ملحوظ و حوزهء ملت محمديه را از تطرق شرك و كين ، مصون و محفوظ مىداشتهاند و بعد از انقضاى آن مدت كه خلافت به بنى اميه و بعد از آن به بنى عباس انتقال يافت ، ايشان نيز به همين نيت و عقيده باقى و به خلافت خلفاى اربعه قايل بودهاند . تا اين كه در سال نهصد و شش هجرى كه شاه « 2 » اسماعيل صفوى خروج و بر معارج سلطنت عروج كرده به تعليم علماى آذربايجان و اردبيل و گيلان ، تزييف « 3 » نقد حقيت خلفاى ذىشأن و اهالهء « 4 » قلوب از مطاوعت و متابعت ايشان كرده به علاوهء آن سب و رفض را كه خامهء اسلة اللسان « 5 » [ از هجنت ذكر آن ] « 6 » زبان صرير در كام خاموشى مىكشد شايع و در منابر و مساجد از اين گونه اقوال [ اعلان فضايح ] « 7 » گرديد و بعد از شيوع اين معنى ، اهل سنت و جماعت نيز در اطراف آغاز معادات و ترك مصافات [ كرده قتل و نهب و اسر اين فرقه را مباح مىدانستند ] « 8 » به حدى كه اسراى امت خير الورى در فرنگ و باقى ولايات « 9 » عرضهء بيع و شرى گشتند و اين حادثهء شنعاء تا ايام [ خاقان مغفور و پادشاه مبرور ] « 10 » شاه سلطان حسين متداول و معمول مىبود . تا اينكه رفته رفته تركمانيهء دشت و بعد از آن افاغنهء قندهار و همچنين روميه و روسيه از اطراف رخنه در بنيان ممالك ايران انداخته و اساس سلطنت و مملكت را ويران كرده قلع و استيصال ايرانيان را بر خود لازم دانستند .
--> ( 1 ) - فقط در منشآت ( 2 ) - م : كه خاقان كشورستان شاه اسماعيل ( 3 ) - تزييف : يعنى ناسره كردن و روان گردانيدن دينار و درهم . ( 4 ) - م : اماله ( 5 ) - م : ابكم اللسان ( 6 ) - م : از تحرير و ذكر آن ( 7 ) - م : اعلان انواع فضايح و فضايع ( 8 ) - م : [ از طرفين باعث قتل و غارت و فتنه و آشوب بين المسلمين گرديد . ] ( 9 ) - م : ولايات خارجه ( 10 ) - م : فقط