عبد الحسين نوايى
327
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
همداستان نموده و به خدمت خان والاشان كشورستان فايز و به دلايل عقليه و نصوص شرعيه ايشان را به امتثال فرمان وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ « 1 » احسن ارشاد و به منطوق و نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ « 2 » تصفيهء زلال عناد نموده به نگارش اين صحيفه پرداخت . بر ضماير زاكيه حضرات مستور و مخفى نماند كه اگر خان فلك شأن را به تأييدات ايزدى و مددكارى بخت سعيد داعيهء كشورگشائى و دارائى و عالىجاه وزير صاحب رأى و دستور ملك آراى احمد پاشا را هوس حكمرانى و فرمانفرمائى باشد ، عجزه و ضعفائى كه بهين وديعهء كارخانهء ابداعند از اين دو حالت برى و لا محاله به نافذ الامرى مبسوط اليد در مقام رعيتى و فرمانبرى مىباشند و ايشان را در ميانه تقصيرى نيست كه پايمال جنود محن و غارت زدهء سپاه فتن شوند و قطع نظر از آن شغل فرماندهى به مصداق تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ « 3 » به امر پادشاه ازل منوط و تغيير و تبديل كار جهانبانى به مفاد تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ « 4 » به مشيت سلطان لم يزل موقوف و مربوط و خان سكندر شأن مؤيد من عند الله و مشيد بجند الله و اين معنى بديهى است كه بعد از آنكه دو صاحب دولت به يكديگر مسلط شوند ، عرض و ناموس بزرگى را صيانت و يكديگر را رعايت نخواهند كرد و عجزه و رعاع الناس از رهگذر عدم مكنت در ميانه ؟ ؟ ؟ مال لشكر حوادث مىگردند . به نهجى كه اين خادم دينيه عرض مراتب را به حضرت قاآنى القا و ايشان نيز بر سمع مبارك اصغا فرمودهاند آن حضرات عاليات نيز از راه ديندارى و غمخوارى مخلوقات حضرت بارى مراتبى را كه مذكور شد ، بايد به عالىجاه مشاراليه و باقى پاشايان با عز و شأن حالى نموده خود ايشان را برى الذمه سازند و زياده بر اين عجزه و ملهوفين را به ورطهء هلاك نيندازند . وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما يُوعَظُونَ بِهِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ « 5 » و بعد از آنكه عالىجاه مشاراليه اين معنى را نپذيرد و براى كهن ويرانه كه نمونهء آن أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ « 6 » است خون اين همه مسلمانان را به گردن بگيرند صاحب اختيارند .
--> ( 1 ) - النحل آيه 125 ( 2 ) - الحجر آيه 47 ( 3 ) - آل عمران آيه 26 ( 4 ) - آل عمران آيه 26 ( 5 ) - سورة النساء آيه 66 ( 6 ) - سورة العنكبوت آيهء 49