عبد الحسين نوايى

264

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

و قوم قوى يدعار و ناگوار نيست . فكيف كه آن هم به لطف و احسان وافى و خير تلافى شود . نهايت اين معنى خاربستر آسايش دل و رنج افزاى دوستى منزل است كه از طايفهء رذيله‌اى كه همواره رعيت و رعيت‌زادهء ايران و از ضرب شمشير سربازان اين دولت جاويد در افغان « 1 » بوده‌اند ، به اقتضاى گردش سپهر بىمهر و بوقلمون طبع چرخ ديو چهر اين نحو حركات واقع شده ضميمهء آن علت ذميمه كار به جائى رسانند كه دست گستاخى از آستين هوسناكى و بىباكى به دامن دولت عثمانى دراز و به اين حد ، حد ناشناسى آغاز نموده از خيمهء قلندرى بىقدرى نابجا پا در دارائى داعيهء سلطنت گذارند و به كاخ ابد بنيان چنان دولت قويم الاركانى كه سايهء قصر بىقصورش ملجأ قياصره است تيشه‌زن افساد شوند « 2 » و اينكه طوطى كلك شكرسنج را نواپرداز اين اين مطلب ساخته بودند كه در وفاق و اتفاق با گماشتگان حضرت سلطانى به تشكيك ارباب نفاق و شكوك طريقهء اهمال سلوك نگردد ، و الاعدم رغبت اين طرف به موافقت اولياى دولت روز افزون به وضوح خواهد پيوست ، حاشا كه اين معنى را مجال خطور بر خاطر خطير امناى اين سلطنت خلود تخمير تواند بود . زيرا كه بين اين دو دولت قويم قوايم روابط عرض و جوهر ميسر و معنى هيولى و صورت متصور و در روز ازل كاركنان دستگاه سلطان لم يزل خمير اين دو سلطنت فيروز به آب و گل محبت سرشته‌اند و دبيران ديوان قدرت ايزدى منشور جلى الظهور اين دو دولت و الا را بىخلاف و اختلاف به يك مضمون نوشته‌اند و بديهى است كه از اين صوب صواب جز رسم وفا نيايد و از آن جانب فرخنده جوانب غير مردمى و احسان به وقوع نپيوندد و اگر چندى مستلزمات شرايط مودت از طرفين به عمل نيامده باشد ، بنابر اتفاق و مقتضيات چرخ بىوفاق خواهد بود و آنچه مبنى بر تدارك مافات زبانزد قلم عنبرين

--> ( 1 ) - منظور افغانها هستند و نويسندهء نامه از جناس بين افغان ( مردم افغانستان ) و افغان ( فرياد و ناله ) خوب استفاده كرده است . ( 2 ) - غرض جنگ اشرف افغان است با احمد پاشا و اشارتى سياستمدارانه به غلبهء افغانان بر عثمانيان .