عبد الحسين نوايى

256

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

خراسان براى تنبيه و سركوبى دشمنان برخاستم و به كوشش و اهتمام من شهر اصفهان و ديگر نواحى از دشمنان پاك شد و هر چند دشمنان مىخواستند دوستى ديرين و استوار و لايزال ايران و امپراطورى روسيه را از ميان براندازند و بدعتهاى نادرست پديد آورند كه گوئى امپراطور روسيه مىخواهد ولاياتى را كه در ايران گرفته همچنان نواحى ديگر در تصرف خود نگاه دارد و بدين تهمتها خواستار دشمنى در ميان دولتين بودند . اما بر همه واضح و خصوصا بر مردم ايران مبرهن و لايح است كه به چه سبب امپراطور بزرگ اعلى حضرت پطر اول - كه خدايش بيامرزد - شهرها و ولايات ايران را متصرف شده تا مدتى در تصرف خود داشت . اما پس از چندى كه موقع را مناسب ديد ، براى اثبات حسن نيت و محبت مبتنى بر صميميت خود و [ على رغم ] اكاذيبى كه به ناروا در ميان بود ، بلكه فقط براى اظهار محبت حقيقى ، گيلان و ولايات آبادان ديگر را كه از خزانهء روسيه اداره مىشد ، بىآن‌كه اجبارى در ميان باشد ، به دولت ايران واگذار كرد و بدين ترتيب به نفع مشترك دولتين عليتين و و براى حفظ دوستى فى ما بين الى الابد و توسعه و افزايش آن در آينده ، طرفين براى گوشمال دادن دشمنان و تحكيم روابط دوستى پيمان بستند و براى اين امر كنياز سرگئى گاليتسين رايزن مخصوص و الا مقام نمايندهء مختار صاحب نشان درجهء دوم كه اكنون در ايران است به فرمان عالى و با داشتن اختيارات تام از جانب امپراطريس بزرگ روسيه دربارهء مواد مختلف عهدنامه به شرح ذيل موافقت كرد و اتحاد دائمى بين دولتين برقرار گرديد و اميد آن كه اين قرارداد تا ابد از هر خللى مصون باشد . مقدمه : نظر به اين كه در رشت ، در عهدنامه‌اى كه بين طرفين منعقد شده ، مقرر گرديد كه بقيهء شهرهاى ايران در تصرف روسيه مانند باكو و دربند در موقع خود به ايران مسترد شود ، اكنون بر اساس حسن نيت دولت روسيه به منظور اعادهء دوستى ديرين و تأكيد در عدم تمايل به تصرف قسمتى از خاك ايران و صرفا به علت عنايات شاهانه ، پيش از رسيدن موعد مقرر ، شهرهاى باكو و دربند را با همه توابع و لواحق آن