عبد الحسين نوايى

233

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

داد تا زبان ناتالى را بريدند و دستها و پاهايش را به چهار اسب بستند و آنها را شلاق زدند تا در جهات مختلف برانند . چنين بود كه اعضاى بدن وى قطعه قطعه شد . با اين اوصاف جمعى از مورخان دربارى از « مهربانيهاى اليزابت » ياد كرده‌اند ! ! با تمام اين احوال ، در عرصهء سياست و ميدان عمل ، اليزابت آثار نيكوئى بر جاى گذاشت . با اين كه تا سى و سه سالگى هرگز تجربه‌اى در كارهاى كشورى نياندوخته بود ، اليزابت از هنر و ادبيات حمايت كرد . تشكيلات ادارى را بازسازى و بهسازى نمود . دست به تأسيس بانكها زد و به اوضاع اقتصادى كشور خود سر و - صورت داد و با راه دادن پروتستانهاى فرارى اروپا به روسيه ، به جلب افراد متفكر و صنعتگران ماهر و متخصص پرداخت و امر تعليمات عمومى را گسترش فراوان بخشيد و سرانجام آنكه بر اثر قرارداد متاركهء جنگ با سوئد ، قسمتى از فنلاند را به روسيه ضميمه ساخت . اليزابت بيشتر ميل به عيش و نوش و لذت و شهوت داشت . ولى بر اثر دسته‌بنديهاى سياسى و دسيسه‌هاى سياستمداران ، وى ناخواسته در جنگهاى هفت ساله درگير شد و در اين جنگ نيز پيشرفت درخشانى نمود . بطورى كه تنها مرگ ناگهانى اليزابت ، فردريك دوم ، پادشاه پرجوش و خروش پروس را از شكست قطعى و سقوط نهائى نجات بخشيد . اليزابت متعاقب يك سكته ناقص و فلج اعضا در 5 ژانويه 1761 درگذشت . دوران جانشينان پتر كبير كه از مرگ پتر ( 1725 م / 1137 ه . ق ) تا استقرار سلطنت كاترين دوم طول كشيده ، كلا مصادف است با روزگار نادر ، از هنگام قيام و ورود در صحنهء جنگ و سياست تا وصول به پادشاهى و سرانجام تا مرگ و فناى وى . لذا بدنيست كه اشاره‌اى به روابط سياسى نادر و روسيه بكنيم . مىدانيم كه از حدود سال 1134 كه دولت صفوى در برابر افغانها به زانو درآمده و از هرگونه اقدام سياسى و نظامى عاجز شده بود ، پتر كبير نخست دربند و باكو و شماخى يعنى داغستان و شروان را تصرف نمود و سپس در ولايات شمالى ايران ، گيلان و مازندران نيروى نظامى پياده كرد و شهر رشت را تصرف نمود و سفير