عبد الحسين نوايى

23

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

متعجب است ، كه چرا تركان مسلمان در جنگ با افغانهاى هم كيش ، با كفار عيسوى همداستان شده‌اند . در اين سخن بودند ، كه بانگ نماز برخاست و بيدرنگ ، علماى افغانى با سربازان ترك به نماز برخاستند . و بدين ترتيب همدلى و همكيشى خود را ظاهر ساختند . پس از پايان نماز هم باز علماى افغانى اصرار كردند كه بيش ازين خون ريخته نشود و سپس به اردوى اشرف بازگشتند . احمد پاشا ، براى خنثى كردن اثر افسون و نيرنگ علماى افغانى دستور حمله داد . اما بيشتر سربازان ترك نه تنها به جنگ دست نزدند ، بلكه بيست هزار نفر از آنان نيز به افاغنه پيوستند . بدين ترتيب احمد پاشا به سختى شكست خورد و دوازده هزار نفر از سپاهيانش كشته شدند و شب هنگام نيز كردها و افغانها باروبنه و توپخانهء او را به غارت بردند . اما اشرف ، سپاه شكست خوردهء تركان را تعقيب نكرد و اسرا را نيز آزاد ساخت . اين خبر در قسطنطنيه باعث بهت و حيرت عمومى شد . دولت عثمانى براى اين كه جلو افسون و نيرنگ اشراف را بگيرد ، چنين شهرت داد كه اشرف رافضى ( شيعى ) شده است ، ضمنا سپاهى از مستعمرات مسيحى خود جمع آورده ، به يارى احمد پاشا فرستاد و احمد پاشا بار ديگر ، در اواخر تابستان 1727 ، با شصت هزار مرد جنگى از كرمانشاه عزم اصفهان كرد . اما اشرف ، كه صلح را بر جنگ ترجيح مىداد ، سفيرى به نام اسماعيل ، به حضور سرعسكر ترك فرستاد و سخن از صلح به ميان آورد . دولت ترك نيز كه جنگ را موجب تحميل مخارج سنگينى بر مردم و بالمآل نارضايتى عامه مىدانست ، با صلح موافقت كرد و سرانجام پس از ده روز مذاكره بين اسماعيل و احمد پاشا و عبد الله افندى قاضى ادرنه ، معاهده‌اى منعقد شد ، در 12 ماده : به موجب اين قرارداد شهرهاى كرمانشاه ، همدان ، سنندج و ناحيه اردلان و نهاوند و خرم‌آباد و لرستان ، مكرى و مراغه ، خوى ، تبريز و قسمتى از آذربايجان ، گنجه ، قراباغ ، ايروان نخجوان ، تفليس ، اردوباد و سراسر گرجستان و ناحيه شماخى و حويزه و غيره به تركان تعلق گرفت ، و سلطان ترك ، به عنوان خليفه مسلمين شناخته شد . اما اشرف نيز ، به عنوان پادشاه ايران شناخته شد و تركها به او حق دادند نام خود را در سكه