عبد الحسين نوايى
208
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
فراه و اسفزار كه آنها نيز به عنايت الهى محصور سپاه انجم شعار و سكان هر يك از اين سه قلعه از چهار طرف در ششدر حيرت گرفتارند و به حول و قوهء الهى عنقريب كار آن طايفه ساخته و اين ممالك از وجود ايشان پرداخته خواهد شد . ليكن در اين اوان كه از كثرت جنود قاهره و افزونى جيوش رعد خروش باهره ساحت سپهر فسحت هرات بر گروه انجم حشم تنگ و از اين ناحيه تا حد قندهار هر سرزمينى پايكوب اشهب دليران فيروز جنگ مىباشد ، چون آن طايفه را سواى سمت كابل مفرى و به غير آن مملكت مقرى نيست ، ممكن است كه بعضى از آن طايفه از دم شمشير صمصام آتش فام و بلارك خونآشام غازيان بهرام انتقام به آن سمتها گريزند و شيران بيشهء حرب و هژبران عرصهء طعن و ضرب كه چنگ و چنگالشان هميشه به افتراس آن طايفهء روباه خصلت تيز و سرپنجهء بسالتشان در مضمار جان ستانى خونريز است به تعاقب آن گروه يكران جلادت به آن حدود برانگيزند و از نابلدى دوست از دشمن نشناخته به امرى كه نامرضى طبع امناى دولت طرفين بوده باشد اقدام نمايند . چون هميشه فى ما بين اين دو دولت عظمى اساس دوستى و ولا مستحكم بوده در اين ولا كه به يمن مرحمت خالق توانا و منطوقه وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ « 1 » اين نيازمند درگاه إله به فتح و ظفر مخصوص و فرمانفرماى افواج چيرهدست يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ « 2 » گشته پيوسته پيشنهاد و الا و اقتضاى راى همت اعلى آن است كه بيشتر مراسم الفت و و داد فى ما بين اين دو دولت خداداد معمول و پيوستة از اين دو دودمان عظيم الشان رسم ائتلاف و يارى به يكديگر مرعى و مبذول گردد ، مىبايد كه آن عالىجاه به خدمت عاكفان عتبهء عليهء خاقانى و سدهء سنيهء گوركانى عرض نمايد كه هر گاه احدى از درگاه عظمت مدار تعيين شود كه با فوجى از جنود جلادت نمود وارد كابل و آن عالىجاه نيز همراهى نمايد امورى كه از طرفين محتاج به ابلاغ و
--> ( 1 ) - آل عمران 3 ( 2 ) - الصف 4