عبد الحسين نوايى

206

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

و آويز عرضهء شمشير تيز و ده هزار در قيد اسارت گرفتار آمدند كه از راه فتوت دربارهء ايشان به كلك احسن العفو عند القدرة رقم نگار فرمان آزادى گشته روانهء ديار و امصارشان فرموديم و للّه الحمد تمامى ممالك وسيع المسالك ايران كه به اقتضاى گردش دوران به حيطهء تصرف رومى و افغان و ساير مخالفان در آمده بود مسترد و به اولياى دولت جاويد مدت بندگان ثريا مكان نواب كامياب سپهر ركاب قاآن اعظم و خاقان معظم و مالك الرقاب الامم سيد السلاطين « 1 » العالم مقرر گشته از انتظام مهام عراق و آذربايجان و فارس فراغ كامل حاصل كرده بوديم كه مقارن آن خبر رسيد كه افاغنهء ابدالى هرات كه در سال قبل از بيم شمشير غازيان شيرگير و سطوت دليران هژبر نظير قلادهء اطاعت بر گردن گرفته از جان امان يافته بودند ، شيوهء اقبح المكافات المجازاة بالمساواة پيش آورده در مقام بغى و طغيان برآمدند ، لهذا تنبيه سركشان آن ديار اهم و از ساير مهام الزم دانسته به همركابى قائد توكل از حدود روم عنان تاب توسن عزم و در ساحت هرات هنگامه آراى عرصهء رزم گرديديم . به مجرد وصول آوازهء توجه موكب عالى ، افاغنهء ابدالى به مضمون الغريق يتشبث بكل حشيش از حسين برادر محمود استمداد و او نيز از قندهار با طايفهء غليجه به مدد هراتيان آمده و از آن جا كه همواره سپاه وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها « 2 » مقدمهء لشكر غضنفرفر و نويد أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمالَكُمْ « 3 » به انهاى منهيان عالم غيب سامعه افروز دل حقيقت‌پرور مىباشد ، آمدن حسين را دليل آمدن كار آمدن صيد به پاى خود به دام و سرهاى گروه را آويزهء فتراك غازيان شير شكار دانسته اگر چه از اشتداد سپاه دى سد طرق و معابر گرديده بود ، اما چون جنود مسعود را از فرط سرگرمى شوق خصم‌افكنى حر و برد در نظر يكسان و طى بحر و بر مانند ريح صرصر بر ايشان سهل و آسان بود ، سه روز بعد از نوروز فيروز كه هنوز لشكر بهمن پا به دامن نكشيده بود به همعنانى و قوهء تأييدات ايزد بىهمتا و به اذن سلطان

--> ( 1 ) - منظور شاه طهماسب ثانى است كه به مناسبت انتسابش به سيادت ، نادر وى را سيد السلاطين العالم خوانده است . ( 2 ) - سورة التوبهء 40 ( 3 ) - سورة محمد 35