عبد الحسين نوايى

196

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ « 1 » آن گروه را بر اطاعت دعوت و به مضمون عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ « 2 » از سوابق اعمال ايشان اغماض و اتمام محبت برايشان كرديم . چون به فحواى إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ « 3 » و به مضمون اذا حان الحين صارت العين آن طائفهء دور از خرد اجل نزديك و در ورطهء حيرت ديدهء بصيرت تاريك گشته تميز خير از شر و نفع از ضرر نمىنمايند و به مضمون وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ « 4 » قلعه‌نشين و تحصن را باعث نجات خود مىشمارند . چون حالت افاغنهء آن حدود معلوم وكلاى عالى نبود ، به همين جهت در اين چند وقت جيوش بحر خروش را مأمور به مكث در پنج فرسخى آن نواحى ساخته رخصت يورش و قلعه‌گيرى نداديم كه مبادا در عين تسلط افواج قاهره ، بنابر اطاعت امر وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ « 5 » و به مصداق فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى « 6 » به اعلام اين مراتب بپردازيم كه حركات خيانت‌پيشگان هرات را كه به مفاد أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي كَيْدَ الْخائِنِينَ « 7 » از سر منزل هدايت دورند پروا نكرده و حرف على مردان يا ديگرى از بىعاقبتان را يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ « 8 » غرورا عبارت از آن است به سمع قبول نشنيده جمعى از روسا و سركردگان به مدلول إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ « 9 » به تدارك مافات پرداخته از راه يك جهتى روانهء خدمت عالى شوند . معلوم است كه به مفاد لا تَثْرِيبَ « 10 » عليكم از كرده‌هاى افاغنهء هرات برايشان ملامتى وارد نگشته و نفوس و عرض و جان ايشان

--> ( 1 ) - سورة النحل 125 ( 2 ) - سورة المائدة 95 ( 3 ) - الرعد 11 ( 4 ) - الحشر 2 ( 5 ) - النحل 125 ( 6 ) - طه 44 ( 7 ) - يوسف 52 ( 8 ) - الانعام 112 ( 9 ) - هود 114 ( 10 ) - يوسف 92