عبد الحسين نوايى

194

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

اطاعت منظور ديگر و از كشيدن سد سديد شمشير تيز بر روى آن جماعت به غير از تسديد راه يأجوج فساد امرى ملحوظ نيست . ليكن ايشان مىخواهند كه به محض حرف رفع اين امر شگرف كرده باز اعادهء عادت قديم نمايند . يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ « 1 » . هر چند معلوم است كه اطوار آن گروه غدار نامرضى طبع آن صديق صداقت شعار است وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ « 2 » اما بنابر حكم وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ « 3 » از آن رهگذر خلجانى به خاطر راه ندهيد كه ان شاء الله تعالى وخامت آن كار عن قريب به روزگار آن طايفه عايد خواهد گشت . درين صورت آن عالىجاه اعانت و يارى ايشان را هم منافى رضاى بارى و هم مخالف شيوهء حق‌گزينى و صداقت شعارى خواهند دانست كه به حول و قوهء الهى قطع كار آن طايفه حواله به دم شمشير تيز و طيور ارواح ايشان صيد چنگال شهباز خونريز خواهد بود و ساير امور رجوع به تقرير فرستادگان مزبور است كه در انجمن حضور مذكور خواهند ساخت . « 4 »

--> ( 1 ) - الفتح 11 ( 2 ) - الحجر 97 ( 3 ) - النحل 70 ( 4 ) - منشآت ص 94 - 93