عبد الحسين نوايى
187
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
گشته و اورنگ سلطنت و جهانبانى كه پاى فرسودهء اعداى سركش گشته بود سركوب چرخ برين برآمده الحمد لله ثم الحمد لله كه مجددا آفتاب وجود قبلهء حقيقى بر عرصهء ملك موروثى تافت و به كورى چشم كوتاهبينان ، خاك اصفهان از تأثير قدوم ميمنت لزوم و الا در نظرها حكم سرمهء صفاهانى يافت . در اين صورت فراموش كردن حق اين گونه احسان كجا رواست و خاموش گشتن از شكر مروج ملت از دست رفته در كدام مذهب سزا . اميد كه دائما كشورگشاى عرصهء دولت و اقبال و سپه آراى معارك نصرت و اجلال باشند . « 1 »
--> ( 1 ) - منشأت ( ص 86 / 87 )