عبد الحسين نوايى

124

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

در سر درهء خوار صورت گرفت و افغانها به اصفهان گريختند و سه هزار نفر از مردم سرشناس اصفهان را كشتند . نادر به دنبال آنان تاخت و جنگ سوم در مورچه خورت اصفهان روى داد . اين بار نيز نادر به كمك توپخانه ، افغانها را تار و مار كرد . ( 20 ربيع الثانى 1142 / 12 نوامبر 1729 ) و سه روز بعد به اصفهان وارد شد . اما زياد در اين شهر نماند و به تعقيب افغانها به طرف شيراز رفت و در ماه جمادى الثانيه ، اشرف را در زرقان نزديك شيراز شكست داد . اشرف به طرف قندهار گريخت و در راه كشته شد . جمعى از افغانان هم به هند گريختند و نادر به محمد شاه گوركانى نامه‌اى نوشت و او را ، از پناه دادن به فراريان ، بر حذر داشت . آنگاه نادر از طريق كهگيلويه و شوشتر و دزفول و خرم‌آباد ، وارد بروجرد شد . شاه طهماسب فرمان حكومت مناطق شرقى ايران را از قندهار تا پول كورپى ، به نام وى صادر كرد به اضافهء مازندران و يزد و كرمان و سيستان . ضمنا يكى از خواهران خود را نيز به نام رضيه خانم به زنى به دو داد . ظاهرا اين زن قبلا زن داود خان ، شاهزادهء گرجى بوده و از او پسرى دوازده ساله داشته است . خواهر ديگر شاه طهماسب دوم نيز به عقد رضا قلى ميرزا پسر ارشد نادر درآمد . چون تركان عثمانى به پيغام نادر مشعر بر ترك ايران جوابى نداده بودند ، نادر نهاوند را تصرف كرد . فرماندهء سپاه ترك عبد الرحمن پاشا ، همدان را رها كرده به سنندج رفت . كمى بعد كرمانشاهان نيز به دست نادر افتاد . در 27 محرم سال 1144 / 12 اوت 1730 نادر وارد تبريز شد و مىخواست به قصد تصرف ايروان حركت كند كه خبر شورش ابداليان و هجوم آنان به مشهد ، وى را از اين حركت منصرف ساخت . در اين روزها بود كه شورش ينىچريان در استانبول ، موجب عزل سلطان احمد ثالث گرديد . نادر بيستون بيك افشار را در تبريز حكمران ساخته ، به خراسان رفت . زيرا ذوالفقار خان حاكم فراه ، اللّه يار خان ابدالى متحد نادر را كه بر خلاف دستور نادر از حصار بيرون آمده و به جنگ صحرا روى نهاده بود ، درهم شكسته بود . ( 13 محرم 1143 / 29 ژوئيه 1730 ) .