عبد الحسين نوايى
122
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
( قوچان ) و اوزبكان و تاتارها به شجاعت شهرت يافت . همراهانش از افشارهاى قرقلو و كردان درهگز و ابيورد بودند و جمعى از طايفهء جلاير به سركردگى طهماسبقلى جلاير ، قلعهء كلات مركز فعاليتهاى شرارتآميز و نظامى وى بود . در سال 1135 ، دولت صفويه در برابر افغانها به زانو درآمد و مشتى افغان بر اصفهان ، پايتخت سلسلهء ديرپاى صفويه ، دست يافتند . اين امر موجب آشوب در سراسر كشور شد . از آن جمله ملك محمود سيستانى ، حكمران منطقهء كوچك تون ، كه نسب خويش به صفاريان و از آنان به كيانيان مىرسانيد ، بر خراسان مسلط گرديد . شاهزاده طهماسب ميرزا پسر سوم شاه سلطان حسين ، كه خود را از اصفهان بيرون انداخته بود ، عازم سركوبى ملك محمود گرديد . در اين امر ، رئيس ايل قاجار به نام فتحعلى خان ، وى را همراهى مىكرد . طليعهء سپاه شاه طهماسب ثانى تحت فرماندهى رضا قلى خان توفيقى نيافت . بلكه ملك محمود بر نيشابور نيز مسلط شد و به نام خويش سكه زد و تاج بر سر نهاد . در آن هنگام نادر جمعى را به دور خويش فراهم آورده بود . طهماسب كه به دنبال يار و ياور مىگشت ، از مازندران حسينعلى بيك معير الممالك را نزد وى فرستاد كه او را راضى كند تا به اردوى شاهى آيد . ندرقلى به حضور شاه صفوى رسيد و زانوى وى را بوسيد و خطاب طهماسبقلى خان يافت و اندكى بعد فتحعلى خان قاجار را كه مانع پيشرفتها و ترقيات خويش مىدانست ، با همداستانى طهماسب ميرزا ، كشت ( 14 صفر 1139 ه . ق ) و خود يك تنه همه كاره و جملة الملك شد . جنگ براى تصرف مشهد ، در 6 ربيع الثانى همان سال / 2 دسامبر 1726 به پايان رسيد و ملك محمود كه مقاومت را بيهوده ديد ، دست از محاربت برداشت و به تزوير جامهء درويشان پوشيد . از همين تاريخ ، نادر شهر مشهد را مركز فعاليتهاى سياسى و نظامى و به عبارت ديگر ، پايتخت خويش قرارداد و خانوادهء خود را به اين شهر آورد و گنبد مطهر مزار روضهء رضوى را طلا كارى كرد . قدرت نادر موجب وحشت شاه - طهماسب و مايهء حسد اطرافيان وى شد و از اين تاريخ چند بار بين نادر و طهماسب قهر