فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

58

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

به بلاد تركستان و ماوراء النهرست و نه از طريق خردمندى و فرزانگيست دشمن قوى را در عقب خود باز گذاشتن و روى عزم بجانب اعداء مقابل برافراشتن و اما رعايت صلهء رحم كه در باب قزاق فرموديد ، ميان ما و ايشان اسباب معادات و مقدمات مباراة و مناواة چندان بظهور آمده كه مادهء قرابت انقطاع تمام [ 24 پ ] يافته و وقوع حروب و فتن ميان ما و آن گروه غبار تكدّر را چندان بر حواشى ضماير نشانيده كه دامن دل را از گرد مودّت يكديگر افشانيده‌ايم و نيز رعايت آن صله اگر ميسر باشد از حضرت خلافت پناهى خان عالى مكان خواهد بود و ما بندگان سر در خط و فرمانيم و سواى سلوك طريق متابعت و خدمت ، طريق ديگر نمىدانيم و نمىتوانيم اگر در آن باب شما را ميسّر باشد جهة صلاح و اصلاح ، كلامى مشحون بلطايف حكم و شرايف نادرات كتاب و سنّت مرفوع مجلس عالى خانى داريد . فقير گفتم : هيهات هيهات چگونه در معرض اين امر توان در آمد و حال آنك مزاح مبارك حضرت خان بر آن جماعت متغيّر شده و عزم پادشاهى كه در امضاء ، حكم سيف قاضب « 1 » دارد نسبت با گروه قزاق در مقام انتقام در آمده كسى را مجال تعرض درين حال نيست و اگر كسى در آن باب خواهد كه كلمهء صلحى گويد راه جنگ جهة خود ميجويد و بتقريب آن حكايت اين رباعى بخاطر آمد . رباعية هر كس كه بخويش چنگ در چنگ كند * بر خويش فضاى مملكت تنگ كند كى مصلحت است جنگ كردن بقزاق * ترسم كه بخان بگويم و جنگ كند القصّه عبيد اللّه سلطان بعزم جنگ قزاق بر حسب فرمان قضا جريان مقدم لشكر شده ، جهة آنكه در منازل مبادا ضيقى در آبشخور لشكر واقع شود يك منزل

--> ( 1 ) - قاضب : قاطع .