فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

48

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

ذكر مباحثهء خشيت صدّيقان از مشكلات عالم يكى خشية صدّيقان است كه تصور آن بغايت غريب است . در حديث صحيح ثابت شده كه ابو بكر صدّيق را حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم بشارت داده به بهشت و آنكه او البته از اهل نجاتست و از آن جمله است كه حق تعالى در باب ايشان فرموده « لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ » « 1 » پس بر حسب اين بشارت بر او واجب است كه تصديق كند كه او از اهل نجاتست و او را خوفى و حزنى از امور آخرت البته بايد كه نباشد زيرا كه خوف عبارتست از استشعار و توقع مكروه در آينده و حزن عبارت از حالتيست كه آدمى را پيش مىآيد از انديشهء امرى مكروه كه او را پيش خواهد آمد و محالست كه كسى جازم باشد بدانكه او را هيچ مكروهى در آينده نخواهد بود و اين حالت را يقينى داند و به هيچ نوع او را در آن ترددى نباشد ، بعد از آن خايف و محزون باشد از انديشهء آمدن مكروه پيش او . پس اگر ابو بكر صدّيق جازمست بر حسب اخبار حضرت پيغامبر [ 20 ر ] صلى اللّه عليه و سلم كه او از اهل نجاتست بايد كه آمن باشد از عقوبت مآل و و بال روز معاد و حال آنكه اخبار بسيار ازو و از ديگر عشّره مبشره بجنّت وارد شده كه تمامى دلالت مىكند بر آنك ايشان در كمال خوف و خشيت بوده‌اند از انديشهء آخرت چنانچه از حضرت صدّيق رضى اللّه عنه مرويست كه او فرموده : كاچكى من درختى بودمى و مرا قطع كردندى و محشور نشدمى كه از مآل حال خود ترسناكم و از ابو ذر رضى اللّه عنه مثل اين مرويست و او از مبشرانست و همچنين از عمر فاروق رضى اللّه عنه روايت كرده‌اند كه او بر در خانهء حذيفة بن اليمان ميرفت و در او را ميكوفت و ميفرمود : حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم مرا در ميان منافقان ياد فرمود يا نه ؟ و هم ازيشان مرويست كه ميفرموده‌اند : كاچكى من گوسفندى بودمى كه مرا پاره كردندى و در ميان

--> ( 1 ) - سورة المائده آيهء : 72 - سورة الانعام آيهء : 48 - سورة الاعراف آيهء : 34 - سورة يونس آيهء : 62 - سورة الاحقاف آيهء : 13 و احتمال دارد كه اشاره به دو سورهء آخر باشد .