فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
44
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
روى دولت و اقبال بعزم فتح بلاد شرقى فرموده از منزل اقبال بيرون فرمودند و محفل همايون موشّح شد بوجود حضرات امرا و علماء بزرگ و اكابر بخارا و هرات و صدر مردم ماوراء النهر . در مجلس جناب شيخ الاسلام اكرم خواجه ابو النصر پارسا از اولاد خواجه پارساء بزرگ بودند و اين فقير با اكابر خراسان در يك طرف بوديم ، چون مجلس همايون استقرار يافت اين فقير بعرض رسانيد كه امروز دوشنبه است و اكثر سفرهاى [ 18 پ ] حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم در روز دوشنبه بوده است ، عزم غزا در دوشنبه موافق سنت است و حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم چون لشكرى بجايى فرستادى فرمودى : طفل و زن و پير و هرم را مكشيد ، غزا كنيد در راه خداى تعالى بعد از آن اقبال كردم بخواجهء پارسا و گفتم : علماء خراسان فتوى دادهاند كه اين سفر غزاست بر حسب آنچه ثابت شده از بت پرستى ايشان و حلال شمردن برده ، اكنون اين غزا فرض عين است يا فرض كفايت ؟ خواجهء پارسا فرمود : ظاهرا فرض كفايت باشد ، زيرا كه حاصل مىشود كفايت بجماعتى كه ميروند . فقير گفتم : غلط فرموديد فرض عين است ، زيرا كه اتفاق مذهبين است كه هر گاه كه كفّار بناحيهء از نواحى بلاد اسلام فرود آمدند بر همه كس واجب مىشود غزا با ايشان و اين را در شرع نفير عام گويند و ايشان حالى بناحيهء كوفين و ولايت بخارا توجه دارند و وقت سفر ايشان است و برده از بلاد اسلام خواهند برد ، بر همه كس فرض باشد كه توجه بناحيهء ايشان كند . ياران ساكت شدند . فقير بعرض رسانيدم : كه همراه حضرت خان درين سفر بودن بر همه كس واجب شد ، حضرت خان تكبيرى فرمايند كه درين سفر فقير عزم تخلّف از خدمت ندارم و قبل از آن با عاليجناب خواجه محمود صاحب ديوان گفته بودم كه هنگام مجال عرض كند كه فلان از خدمت جدا نميشود تا در قدم متوجه طرف عراق گردد چه فتح طايفهء قزل برك و دشمنى با ايشان و مقاتله با مردم صوب ايشان بسيار فاضلترست از غزا با كفّار افرنج كه هيچ تردد در كفر ايشان نيست ، چه جاى قزاق كه كلمهء شهادتى درست در ميان