فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
33
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
در زير سايهء خود روزى كه هيچ سايه نباشد بجز سايهء او . علما در معنى سايهء خداى بعضى فرمودهاند كنف و حمايت اوست ، يعنى چنين كسانرا در سايهء عنايت و كنف حمايت خود جاى ميدهد و بعضى فرمودهاند مراد سايهء عرش خداست ، يعنى هفت كس را خداى تعالى در سايهء عرش خود جاى ميدهد روز قيامت و آن روزيست كه هيچ سايهء نيست به غير سايهء او . اگر معنى سايه حمايت باشد ، مراد آنكه آن روز هيچ حمايت غير حمايت حق تعالى نباشد و كسانى كه امروز در دنيا حمايت نفس و مال خود و مردمان توانند كرد آن روز دست از كار حمايت باز دارند و كار حمايت را به پروردگار اكبر گذارند ، نه پادشاهى [ 13 پ ] تواند گليم خود را از غرقاب بلا بيرون كشيد و نه جهان پناهى را مقدرت باشد كه حمايت نفس و مال خود كند . مردمان در آفتاب محشر بىحمايت مانده و آيت « يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ » « 1 » خوانده . حامى لطف الهى بحمايت در آيد و بنده را در پناه كرم و عفو جاى نمايد و بمعنى دوم كه مراد از سايهء خدا سايهء عرش خدا باشد ، مراد آنكه هفت كسند كه خداى تعالى ايشانرا جاى ميدهد در سايهء عرش خود ، روزى كه هيچ سايهء نيست به غير سايهء او يعنى همه كس در آفتاب محشر درمانده فرس تحيّر در درياى عرق رانده ، ايذاى گرماى محشر بر سرو زحمت و شدت و اضطراب در بر . ناگاه از جناب لطف رحمانى خطاب يزدانى در رسد كه اى امام عادل كه مردمان را در پناه حمايت خود جاى دادى و در صفهء فراغ ، باب راحت به روى ساكنان سايهء حمايت خود گشادى ، امروز درين سايهء حمايت بياساى و در سايهء عرش ما جهت امن از آفتاب محشر در آى ، چون در فرشت پادشاهى داديم و بالهام عدل دلت را آگاهى داديم امروزت در پناه محشر در آوريم و درين مقام كه همه از پاى در افتادهاند ترا بر سر آوريم ، عرش ما را مستقر قرار ساز ، چون در فرش ما بندگان را از تو قرار بود و در پناه حمايت
--> ( 1 ) - سورة عبس آيات 24 و 25 و 26 . كاتب كلمه « أبيه » را از قلم انداخته بود .