فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

269

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

زمين از سبزه رخت سبز پوشد * پياله هر طرف از لاله نوشد نهد هر كس بمحفل جام عسجد * مرصع سازد از سيم و زبرجد جهان ز آثار صنع لايزالى * شود جاى تجلّى جمالى چمن را چون ز گل بستند آذين * ز فروردين عيان شد فرّ و آيين بده داد جوانى تا توانى * كه عالم كرد بنياد جوانى جهان بادا هميشه دستگاهش * محمد خان شيبان پادشاهش اما اوصاف بهار صحراى تركستان كه بر كنار سيحون است از اندازهء تقرير و حدّ تحرير افزونست . جميع سواحل آب خجند گويى باغ ارم است كه هزار گونه سبزه و ريحان از اطراف و اكناف آن گلستان در جلوه و لمعان آمده و پندارى روضهء رضوانست كه انوار ازهار از اقطار آن درخشان گشته ، هر سبزه - زارى ملمّع باصناف گلها و رياحين ، گلزارى مرصّع بالوان جواهر رنگين ، موشّح بصنوف آرايش كه عقل نقاشان چين در بداعت و غرابت آن حيران و سر گردانست و از تقرير دلپذير حضرت خان عاليمكان شنيدم هنگامى كه در وسط سبزه‌زارى بغايت تازه و خرّم مسند خلافت برافراخته بودند [ 118 پ ] و آن حضرت صدر آن مسند را تختگاه حشمت و جلالت ساخته ميفرمودند اين موضع در مقابل مملكت اترار و خلّخ « 1 » واقع است و تمام اين سبزه‌زارها كه حالى همچو خط تازهء نوجوانان زينت حسن و جمال و رونق غنج و دلال است در موسم جوزا خرمنهاى علف ميگردد كه گلّهاى شكارى هنگام چرا در اقطار و از كثرت علف ناپديد ميگردند و چون اوقات ايشان بفراغت و رفاهيّت ميگذرد و از حيوانى سبعى اصلا تردد و خوفى ايشانرا حاصل نيست و كسى كه صفاى عيش ايشانرا بواسطهء قصد صيد مكدّر سازد درين بلاد موجود نه ، هر آينه روزگار در كمال رفاهيّت ميگذرانند و در غايت فربهى ميشوند بحيثيّتى كه از سرعت نهضت و حركت عاجز مىمانند ، در آن اوقات

--> ( 1 ) - در اصل : جلح .