فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

254

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

طيّبهء صبرام مجالس تحديث هر روز انعقاد داشت و افاضل آن خطّه در مجلس حديث حاضر شدند و بقراءت مولاناء اعظم مولانا حيدر صبرامى و سماع كتاب مصابيح بغوى نمودند و از حاضران مجلس سماع ، افتخار السيادة و الاشراف سيد محمد اليمنى الحضرموتى بود و بقيّة مرض همچنان نديم و سمير بود تا آنكه در روز شنبهء چهارم ذى حجه احرام زيارت مرقد [ 112 ر ] منوّر و مشهد معطر حضرت قطب زمان ، مقتداى اجلة المشايخ فى العالم ، خواجه احمد اليسوى ، قدس اللّه روحه العزيز بسته ، بامداد اين روز از صبرام بيرون آمدم و آخر همين روز مشرّف به زيارت مزار مبارك شديم و از بركات روح مقدّس آن قطب يگانه آمن از شرور و آفات زمانه گشتم و مجاورة آن مرقد فيض آثار و آن مزار فلك مدار كه كعبهء سالكان مسالك رياضات و قبلهء مجاهدان سبيل عادات است ، موجب زيادتى اطمينان و آرام شد . اول روز كه در آن بيت المقدس ارباب قدس و دار السلام اصحاب انس اتفاق نزول افتاد ، از غايت ضعف ، قدرت جلوس نبود ، چه در كجاوه نشسته خود را بدان محل متبرك رسانيده بودم ، شروع در ختم و تلاوت كتاب اللّه المجيد واقع شد و اصلا گمان نداشتم كه يك عشر توانم تلاوت نمود ، از بركت كرامات آن قطب عالم چون آغاز تلاوت كردم نزد خاطر ظاهر نمود كه امدادات غيبيّه و اسعادات فيضيّه از باطن اقدس هر لمحه بر دل مستهام فرود مىآيد و روايح و فوايح فيض غيب شجرهء بدن را نضارتى تازه و طراوتى بىاندازه كرامت ميفرمايد و شعبهء زبانرا از نسيم حيات بخش كه فايح از جنات عاليات همم اولياء اللّه بود اهتزار و حركتى غريب پيدا ميگردد ، هر آينه در مدت ده روز دو نوبت ختم كلام اللّه واقع شد بترتيل تمام و در اثانى قراءت انواع معانى و مطالب بر خاطر تجلّى نمود كه هرگز مثل آن تصور نميكردم و معلوم بود كه معلّم الهام به بركت فيض آن مقام ، آثار آن مطالب كلام ، در خاطر اين ضعيف مستهام پيدا ميسازد و پرتو آفتاب تجلّيات فيض اقدس ، آن مقاصد مقدس را در ضمير حقير مىاندازد و درين مدت اشتغال باقراء كتاب مصابيح امام محيى السنّه البغوى رحمه اللّه تعالى نموده