فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
250
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
برداشت و تمامى قواى جسمانى مشايع عالم مجرّدات گشت و در حواس فتورى تمام ظاهر شد و قواى بدنى رو در تقاعد و تناقص آورد . فى الحال شوق مكنون در خاطر محزون [ 110 ر ] بجانب ديدار حيات بخش حضرت محمد رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم اشتعالى غريب و اشتدادى عجيب نمود و حقيقت آن معنى كه از ارباب تحقيق استماع رفته بود كه آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم وقت انتزاع ارواح مؤمنان مشتاق ، ديدار مبارك مىنمايد و عاشقان و جانبازان چهرهء زندگى افزاى آن حضرت را از جمال مباركش مرغ روح در پرواز و اهتزاز مىآيد و در سماع آمده دست بر جان و روان مىافشانند و پاى كوبان اين منزل فانى را وداع كرده حيات و زندگانى ، نثار رخسار پر انوار آن حضرت ميگردانند . درين وقت ظاهر شد و تخيّل اين معانى حركتى [ و ] شوقى غريب كه در تمامى مدت حيوة مثل آن حركت هرگز در نفس خود نيافته بود و شبه آن حالتى هيچگاه در قوّت متخيّله صورت نبسته در وجود اين ضعيف نحيف پيدا كرد و ظهور آن حالت موجب آن شد كه رفتن از دار دنيا بر نفس بسيار سهل و آسان نمود بلك چندان شوق آن جمال بر خاطر غالب شد كه انتظار ورود حالة موعود ، بكمال حاصل آمد و همچو تشنهء كه طالب زلال باشد ، دل راغب جمال آن حضرت شد و استعجال وصول بدان حال موجب نسيان جميع دنيا و مافيها گشت . القصه حالتى روى نمود كه زبان از شرح و بسط آن عاجزست . در عين اشتداد شوق و ورود آن حالت غريبه ، زبان دل گشاده گشت و اين ابيات كه متضمن نعت حضرت رسول اللّه است صلى اللّه عليه و سلّم بىاختيار دفعة بر زبان وارد شد و چون ورود آن مخبر از حالتى غريبست ، آن نعت درين مقام سمت اندراج مىيابد . نعت نبوى عليه افضل الصلوات و اكمل التحيات يا رسول اللّه بوقت مرگ ديدارم نما * لذتى از وصل بعد از شوق بسيارم نما شام مرگ از در درا ، در برفكنده گيسوان * آفتاب طلعت خود در شب تارم نما