فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

241

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

ذكر معاودت رايت آفتاب اشراق از ديار قزاق بصوب ولايت سغناق چون عساكر منصوره نوبتى ديگر از ديار قزّاق بچنين فتحى فايز شدند و درين نوبت زيادت از حدّ عدّ و احصاء اولجه و نعمت در دست ايشان افتاد و بتواتر معلوم گشت كه برندق و برادران از استماع توجّه رايت منصور بصوب ايشان عنان توقف و اصطبار از دست مكنت و قرار داده و قدم فرار در راه ننگ و عار گشاده ، رو به طرف دشت قبچاق كرده‌اند و مضمون اين بيت كه هنگام توجّه رايت منصور بصوب بلاد قزّاق در باديهء تركستان از معلّم الهام ، بر زبان اين مستهام ، سمت جريان يافته بود ، تحقق پذيرفته است ، چنانچه سابقا سمت ذكر يافت و آن بيت اينست . بيت محمد شير شيبانى چو آهنگ غزا كرده * برندق همچو آهو رو سوى دشت خطا كرده و آن آهوى دشت خطا كه باديه پيماى راه خطا و گمراهى بود از توجّه رايات سعادت آيات ، آگاهى يافته و مقاومت و مقابلت را خارج از حدّ قوّت خويش شناخته ، به راه گريز شتافته است و تمامى سران و سرداران الوس قزّاق بعد از التحاق جانش سلطان بديشان و طلب انتصار و انتقام ايشان از جماعتى كه الوس را غارت كرده و خون فرزند دلبندش بر خاك ذلّت و خسارت ريخته‌اند و خاك ادبار بر فرق ناموس او بيخته ، [ 106 ر ] چون آن كار خارج از قوّت مقاومت ايشان و زايد از اندازهء طاقتشان بوده ، بعجز و ناتوانى اعتراف نموده و متمسّك باذيال مهلت و توانى گشته ، ايشان نيز با اهل و عيال خود كه در آن معركه روى نجات ديده و اسير محنت و مخافات نگرديده بودند ، روى عزم بجانب دشت برافراشته ، بهزار خوف و بيم ، رخت حياتى بساحل نجات رسانيده‌اند . از استماع اين اخبار نزد خاطر همايون حضرت خان