فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

225

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

هيچ عصر از اعصار و قرن از قرون آنجماعت را دست نداده و اين همه از دولت و اقبال حضرت خان عاليمكانست . القصّه بعد از انهزام لشكر قزّاق و استيفاء غارت و اولجه و تالان كه از عساكر همايون بصدور پيوست ، حضرات سلاطين عظام در عين عظمت و احتشام مقضى المقصد و المرام ، عزم معلودت به خدمت عاليحضرت خان عاليمكان فرمودند و بتأنّى و فراغ تمام ترك استعجال نموده ، منزل به منزل كوچ ميكردند و در شدّت آن سرما و نكايت آن برودت وظايف مصابرت [ 99 ر ] تقديم مىنمودند . تا جماعت عساكر منصوره بفراغ بال بلا اضطراب و تردّد و ملال ، اولجه و غارت خود را ببلاد تركستان نقل كنند تا بعد از چند كوچ باردويهء همايون در كمال دولت ميمون و عين سعادت روز افزون ، عزّ وصول و شرف التحاق يافتند و بجهة ادراك التثام قوايم سرير عظمت و خلافت مصير عاليحضرت خانى ، ظلّ سبحانى ، خليفة الرحمانى ، در آن راه شتافتند . چون بشرف مجلس همايون مشرف شدند ، حضرت خان تمامى سلاطين عظام را منظور انظار الطاف و عنايت پادشاهانه فرموده ، همگنانرا بنوازشهاى خسروانه مشرّف و سر افراز فرمود و امر عالى صادر شد كه منشيان فصيح البيان ، قلم فصاحت رقم را گشوده ، فتح نامها به اطراف بلاد تركستان و ماوراء النهر و خوارزم و خراسان و قندهار و استراباد تا بحدود دامغان نوشتند و صورت آن فتح عظيم را كه سالها مراد و مقصود سلاطين نامدار و مطلب و مرام خواقين عاليمقدار بوده و دست هيچ خان عالى - شأن نقاب فتح و ظفر از چهرهء مقصود خود نگشوده ، اعلام سكّان ممالك و واردان طرق و مسالك سازند و در آن باب انواع براعت و بلاغت بمستعنى ن [ كذا ] نكات فصاحت رسانند و رسايل انيقهء غريبه به پردازند تا يادگار خانى در اطراف عالم فانى سالها اشتهار و انتشار يابد و امر عالى صادر شد كه اين مطلع تركى بر صدر هر فتح نامه نويسند و مطلع اينست . « 1 » منشيان فصاحت آثار بر حسب امر همايون در اتمام آن شغل كوشش نمودند و فتح نامها تمامى مكمّل ساخته همراه رسل به اطراف ممالك

--> ( 1 ) - جاى مطلع در نسخه سفيد است .