فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

218

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

آن حضرت شد . جماعت عساكر سلاطين كه در وادى حيرت در مانده و سمند نااميدى از فتح و نصرت در مضايق آن عرصهء زحمت و وحشت رانده بودند از طلوع ماهچهء رايت حضرت سلطان نصرت نشان ، همگنانرا ديدهء اميد روشن شد و از ذرور غبار موكب نصرت اثارت جسم [ و ] جان همگى مقرور و خاطر پريشان از نكبات هموم باز رسته مبتهج و مسرور شد . آوازهء گور كه و كوس سلطانى كه مبشّر سعادت و دولت خاقانى و مبلّغ خبر فتح و ظفر عساكر خانى بود در گوش همگنان همچو طبل ، بشارت بخت روز عيد سعيد داد . ظهور مخايل جنود و عساكر آن سلطان موفور المآثر گويى حكايت از ظهور غرّه غرّاء صبح صادق ميكرد كه درو آفتاب بخت و نصرت تابان شد و اشعهء لوامع بامداد ظفر ازو در بيابان هويدا گشت . طلوع سعادت [ 96 ر ] از پيشانى غرّاء خيل قوى السير كه حاكى از بخت و دولت « الخيل معقود بنواصيها الخير » « 1 » بود ، بر همگنان از اسيران بيداء هيجا مبارك و ميمون آمد و آثار قوّت و شوكت كه لازم ظهور خيل حضرت خان عاليمكانست در ابدان حاضران « 2 » حياتى تازه و در اشباح « 3 » ناظران روح و راحت بىاندازه ايداع و ابداع كرد . آنان كه روى ظفر را در خواب ديدندى و از گلستان نااميدى تمامى گلهاى غم و محنت چيدندى ، طلعت ظفر را در آيينهء تيغ حضرت سلطان به عين عيان ديدند و از گلزار الطاف بىشمار حضرت وهّاب جبّار هزار گونه ورد و رود نعم و عوارف و ريحان روايح و لطايف چيدند ، فى - الجمله همگنانرا قوّت تازه از رسيدن رايات سعادت آيات حضرت سلطان عاليمكان پيدا شد و در خواطر « 4 » مخايل غلبه « 5 » بر خصم و ظفر بر عدوى نابكار به كار آمد و نواير عزايم در مدافعت اعدا همچو مشاعل انوار اشتعالى تازه يافت و حضرت سلطنت پناهى با

--> ( 1 ) - الخير معقود بنواصى الخيل الى يوم القيامة . بخارى : مناقب 28 - مسلم بن حجاج : زكات 25 ، اماره 96 ، 99 - ابا داود : جهاد 33 - الموطا : جهاد 44 - احمد بن حنبل : III ، 39 ، 50 ، 181 . ( 2 ) - در اصل : حاضرات . ( 3 ) - در اصل : اشياح . ( 4 ) - در اصل : فواطر . ( 5 ) - در اصل : عليه .