فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
210
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
لشكر خاصّه خود بتاخت الوس [ 92 ر ] جانش سلطان آمدهاند و كجا مخيّل ضمير ايشان ميشد كه حضرت خان با وجود بعد مسافت از طرف خراسان در اندك زمانى بولايت قشلاق اوزبك در آيند و آن مملكت را تسخير فرموده بعزم غارت و قتال و مقاتله و جدال رايت محاربه و مباراة برافرازند و سر سرداران الوس را در زير پاى هلاك اندازند . فى الجمله چون جانش سلطان از توجه عساكر ظفر اثر آگاه شد او نيز در جمع عساكر و فراهم آوردن مردان و پهلوانانالوس رفتن و مردمان الوس خود جهة دفع غارت و تاخت عدّت و ساخت كرده بودند « 1 » جهت محافظت حرم و مال خود روى عزم بجانب مقاتلت و مدافعت آورده و عادت الوس قزّاق چنانست كه هر گاه كه تاختى متوجه ايشان شد هر طايفهء كه يك الوس شدهاند و در يك محل نزول كرده جهة ذبّ از حريم و مال خود ، صوارم قاطعهء حميّت و غيرت را كار فرموده و سلاح جمع مىآيند و هر فرقه كه چند خانهوار شدهاند و بر سر حرم و مال خود مىايستيدند و اگر تمامى لشكر قزّاق متفق شوند و در يك محل به قصد دفع دشمن رايت مباراة برافرازند دفع ايشان در غايت صعوبة باشد ، مگر كه شآمت افعال ذميمه ، ايشانرا در وادى هلاك راند و آثار افعال بد ايشان نتيجهء خصال ذميمهشان گردد و زور بازوى قوّت آزماى گاهى در امر نجاح و نصرت كارگر و مفيد افتد كه قضاى خداى مساعد بخت فيروز باشد و عنايت الهى به امداد جنود سعود ، ساعد سعادت را مساعدت نمايد و چون فتح و نصرت قرين و مرافق دولت ابد پيوند حضرت خان عاليمكان بود هر آينه ابواب نصرت مفتوح « 2 » شد و اسباب ظفر ممتوح گشت ، چنانچه سمت گزارش يابد انشاء اللّه الاحد .
--> ( 1 ) - عبارت بين دو هلال زائد به نظر مىآيد . ( 2 ) - در اصل : فتوح .