فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
208
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
تربيت « 1 » نيافته بود ، حيوانات ميخوردند و گوشت تازه و قاق آن حيوانات نى خشك و تر بود و زهر و ترياق آن بسته دهانان غير نى چيزى ديگر نبود كه دمساز « 2 » آن حيوانات مغتذى « 3 » باشد . بيت همچو نى زهرى و ترياقى كه ديد * همچو نى دمساز و مشتاقى كه ديد چون در منزلى نزول كردندى ، خيمها و خرگاهها در ميان برف برافراشتندى و فرّاشان چابك دست بجهد و كوشش بسيار از براى محل خرگاه حضرت خان برف پاك كردندى و نمد و گليم بسيار انداخته قبّهء گردون مثال را در ميان بهارستان سعا [ دت ] برف سر بر اوج عيوق رسانيدندى . گويى قبّهء زرنگار خورشيدست در ميان روشنى صبح زده ، يا تخت پادشاه گل است « 4 » در ميان بهارستان سعادت بر افراشته . بعد از آن لشكر در كمال پريشانى بواسطهء تواتر ورود آلام برودت و توالى شدايد يخ و برف در منازل خود بر روى برف و يخ خيام بر مىافراشتند و تخم وفا و ولاء حضرت خانرا در عين آن زمستان و استغراق در نوايب و شدايد در فضاى سينها مى - كاشتند . فى الجمله درين شدايد استقرار رايات همايون در قرا ابدال كه مستقر همايون بود يورت جانش سلطان بود . امر عالى عزّ نفاذ يافت كه حضرات سلاطين عظام و امراء عاليمقدار در موكب ايشان متوجه « 5 » بجانب تاخت اولوس جانش سلطان شوند . فى الحال حضرات سلاطين عظام ، امر عالى را طاعت كرده از سر ، در سعى آن طريق پر خطر قدم ساختند و روى عزم بجانب رزم جانش سلطان برافراختند و از اطراف و جوانب از حركت لشكر جرّار و عزم نهضت سيل سرعت عسكر نامدار غريو و ولوله در آن دشت افتاد و سواران نامدار ، عدّه و ساز لايق كرده ، سلطانان تمام رو بجانب الوس جانش سلطان نهادند و همچو برق سريع رفتار و شعلهء آتش كردار
--> ( 1 ) - در اصل : ترتيب . ( 2 ) - در اصل : دمساز و مساز . ( 3 ) - در اصل : مفتدى . ( 4 ) - در اصل : گل دست . ( 5 ) - در اصل : توجه .