فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

176

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

فرمودهء « أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ » « 1 » آنكه هر چه پاكيزه باشد و رقم طيبت بر او كشيده باشند در عموم طيّبات كه جمع محلّى بالف لام است و در اصول مقرر شده كه جمع محلّى بالف لام افاده عموم و استغراق مىكند پس همه طيّبات حلال باشد و در طيّب بودن گوشت و شير اسب همانا هيچكس را هيچ سخنى نباشد زيرا كه مراد از طيّب درين مقام نمىتواند كه حلال باشد چه تقدير كلام بر آن تقدير چنين مىشود كه « احلّ لكم الحلايل » و اين كلام هيچ فايدهء معتد به ندارد و نمىتواند كه مراد مستلذات باشد زيرا كه بسيارى از مستلذات هست كه او حرامست باجماع ، پس معنى طيّب درين مقام بوجهى كه علما گفته‌اند آنچيزيست كه عرب در زمان يسار آن را خورند و آشامند و در خوردن و آشاميدن او هيچ ازيشان كراهتى و استعفايى ظاهر نشود و ضرورت قحط و بىچيزى بر خوردن آن باعث و داعى نشده باشد و شك نيست كه گوشت اسب و شير او ازين قبيل است و عرب آن را بهترين و پاكيزه‌ترين نعمتهاى خود حساب ميكنند و ارباب يسار ازيشان بكشتن اسب جهة ميهمانى و آشاميدن شير اسب و آشامانيدن مردم از آن افتخار مىنمايند ، پس چگونه توان گفت كه شير اسب و گوشت او از طيّبات نيست و چون او از طيّبات باشد داخل « أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ » « 2 » شود و حكم حليّت او را شامل گردد ، اينست دليل ايمهء شافعيه در حليّت او و فى - الواقع در غايت متانت و رسوخست و درو هيچ « 3 » سخنى نيست . لطيفه نوبتى در جلگاى شهر طوس حضرت خان عالى مكان با اين فقير فرمودند : در مذهب شما كه شافعيانيد گوشت روباه حلالست و هر حلالى پاكيزه است . اگر گوشت روباه حالى بر سفره حاضر شود ، شما او را تناول ميكنيد بىتنفّرى ، يا آنكه طبع شما از خوردن آن استنكاف مىنمايد و تصرف در آن نواله نزد طبع شما مكروه است [ 77 ر ]

--> ( 1 ) - سورة المائده آيات : 4 و 5 . ( 2 ) - سورة المائده آيات : 4 و 5 . ( 3 ) - در اصل : در وسخ .