فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
173
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
تربيت « 1 » يافته باشد كه اصلا ضرورات دين محمد صلى اللّه عليه و سلّم باهل آن مغاك نرسيده « 2 » باشد و كسى كه ازيشان به بلاد اسلام در آيد و مسلمان گردد جديد العهد باشد باسلام و اين شرايط و امور اصلا در مردم قزّاق نيست ، بنا بر آنك ايشان زيادت از دويست سال باشد كه شرف اسلام يافتهاند و علما و ارباب دانش از اطراف بديشان آيند و روند دارند ، مثل علماى تركستان و ماوراء النهر و از آن طرف علماى حاجى ترخان و در بند شروانات و از طرفى ديگر علماى خوارزم و جرجانيه و خيوق و از طرف استراباد علماى خراسان و عراق « 3 » را نيز بديشان عبور هست و تجّار ايشان دايم بوسط بلاد اسلام تردّد ميكنند و تجّار اين مملكت هم در ميان ايشان درمى - آيند و احكام مسلمانى در ميان ايشان ياد مىكنند و حالى باتفاق ، خان و سلاطين ايشان مسلمانند و قرآن ميخوانند و نماز ميگزارند « 4 » و اطفال را بمكتب ميدهند و روزه ميگيرند و نكاح ميكنند و تصرّف در وضع يكديگر بدون عقد نكاح اصلا نميكنند و البته اين اعمال بىآنكه در ميان [ 75 پ ] ايشان علم مىباشد نمىتواند بود كه بصدور پيوندد و چون اين مقدار علم ايشانرا حاصل باشد عذر نتوانند آورد كه ما نمىدانيم كه سجدهء صنم كفرست چون اين عذر از ايشان مسموع نباشد و ايشان بسجدهء صنم اقدام نمايند مرتد باشند و با ايشان اعمال مرتدان بايد كرد و قتال با ايشان واجب باشد . و نيز از ثقاة استماع افتاد كه ايشان اسير مسلمانرا كه بطريق تاخت از بلاد اسلام مثل ولايات سمرقند و بخارا مىبرند بنده رقيق ميدانند و ميان ايشان و بردهء كافر از فروختن و خريدن و ام الولد ساختن و بندگى فرمودن اصلا فرق نمىنهند و اين استحلال حرام مجمع عليه است و استحلال حرام مجمع عليه ، كفر صريحست باجماع جميع العلما و درين صورت هم جهل عذر ايشان نميشود بنا بر آنكه معصوم
--> ( 1 ) - در اصل : ترتيب . ( 2 ) - در اصل : ترسيده . ( 3 ) - در اصل : عراقى . ( 4 ) - در اصل : ميگذارند .