فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

165

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

وصف تدبير حضرت خان و ذكر تقريب حكايت و همانا تفرّس اين معنى است كه حضرت خلافت پناهى خان عاليمكانرا باعث آمده بر آنكه قزّاق را نمىگذارند كه قدم در ميان ممالك كشند و زينت و تنعم و اسباب جهانگيرى و تقدم اوزبك را مشاهده و ملاحظه نمايند ، مبادا ملاحظهء اين تنعمات ايشانرا در طريق مجادله و منازعت راسخ سازد و در طلب تسخير اين ممالك و فايز گشتن به اين زينت و لذايذ اطعمه ، شمشير از نيام مقاتله و خصام بيرون آورند و دفع ايشان صعوبتى تمام داشته باشد ، چه حالى ايشانرا از حال سرور و نعمت و حضور اوزبك خبرى نيست و آن عيش قشيف و زندگانى كثيف كه خود دارند سرمايهء راحت و فراغت مىانگارند و جماعت اوزبك را در تنگى توطن ممالك و سراها گرفتار و بىاعتبار ميخوانند و جز عيش ناقص خود را چيزى ديگر شريف و لذيذ نمىدانند . چون بكثرت اختلاط نقل متاعهاى شريف نفيس و خصايص مصنوعات لباسى و فراشى و زينتهاى [ 72 پ ] سيمى و زرى بدان ديار نمايند و بر خواطر ايشان ظاهر گردد كه جماعت اوزبك به زخم شمشير و پيكان تير چنين روزگار كافى و عيش صافى را از دست تصرف جغتاى و مغول بيرون آورده‌اند و حالى مسرور و مغبوط و اطناب خيام سعادتشان باوتادا بود موثوق و مربوط است هر آينه عروق عزايم مردى خود را تحريك داده به قصد تسخير اين بلاد قدم در راه كوشش و اجتهاد نهند و در دفع ايشان لشكر ظفر اثر را شايد متحمل زيادتى مشقت و عنا بايد شد پس اولى آنكه تشابك بين الطرفين و اختلاط فيما بين منطوى باشد و ايشانرا أقدام از طى اين بلاد بالكلّيه منزوى گردد و اين نهايت حكمتست كه حضرت خان عاليمكان در منع قزّاق از تردّد در بلاد تركستان و ماوراء النهر ملاحظه فرموده‌اند و بدين نكته سدّى از تدبير در راه فتنهء ياجوج و ماجوج لشكر قزّاق نهاده . ابيات آنچه تدبير خان شيبانيست * حافظ خطهء جهانبانيست