فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

163

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

نامدار نشسته و لباسهاى زرين پوشيده و بر گستوانهاى ابريشمين بربسته با ساز و سلاح وعدّه تمام بفسطاط آمدند ، چون بر لشكر مسلمانان مشرف شدند ، عربى چند عبا پوش ديدند نيزهاى چوبين را سنانها بر زمين زده و در سايهء شتران و اسبان خود نشسته و در ميان آنجماعت يك خيمهء كه فسطاط امير ايشان بود بر افراشته و عدد ايشان تمامى از چهار هزار كس زيادت نبود و ايشان از صد هزار زيادت بودند ، تمامى در كمال تجمّل . چون قلّت لشكر عرب و بىسامانى ايشان مشاهده كردند ، از آن صلح پشيمان شدند و با يك ديگر گفتند ما درين صلح خطا كرده‌ايم و طاعت اين گروه بىسامان چرا نموده ، ما بيك عطفهء عنان قادر بوديم كه اين جماعت را استيصال كنيم ، چرا دست طاعت در عنان موافقت ايشان در آورديم و ما را قوّت بود كه اين جماعت را بجنگ فرو گيريم ، چرا به صلح ايشان ما را محكوم و مغلوب خود سازند و در خواطر ايشان از آن صلح نفور خواست و عزم كردند كه نقض عهد كنند و باز بر سر جنگ روند . چون به منزل عمرو نزديك شده بودند [ 71 پ ] و صلح ابرام و احكام يافته بود ، آن روز امر نقض عهد را موقوف داشتند ، ديگر روز عمرو اين معنى را ازيشان تفرّس كرده از پادشاه ايشان التماس كرد كه با سلاطين بضيافت او حاضر شوند . چون آن جماعت حاضر شدند بطريق عرب اول ، قبل از اختلاط با عجم و روم و قبط با ايشان اختلاط نمود و با ايشان بر روى پلاسهاى پشم شتر نشست و فرمود كه در ديگى بغايت بزرگ صد سر شتر در نمك آب مطبوخ ساختند و آن را سانهاى بزرگ ساخته پاره كردند و پيش هر كس از آن سانى نهادند و به هيچ وجه چيزى دگر از مطعومات مثل نان و آش و شيرينى و سبزى و ترشى و ديگر مطعومات لذيذه پيش نياوردند . سلاطين قبط از تصرف در آن نوع مطعوم دست تناول كوتاه كردند و اصلا از آن لقمهء التقام نيارستند كردن . جماعت صحابه و اعراب آن گوشت شتر بنمك آب پخته به كار بردند و مرق نمك آلود آن را بياشاميدند و متفرق شدند . ديگر روز عمرو بپادشاه مصر فرستاد و او را با سلاطين كه همراه بودند دعوت نمود و درين روز فرمود