فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

157

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

بنى اسرائيل نازل شده مذكورست كه مملكت بيت المقدس در آخر زمان كسى فتح كند كه اسم او سه حرف باشد و اسم تو چهار حرفست و آمدن آنكس و منزل ساختن او در بيرون بيت المقدس اماراتى معيّن دارد كه آن در وقت نزول تو ظاهر نشد ، بيهوده كوشش مكن كه تو اين مملكت را فتح نتوانى كرد ، از محاصره برخيز . چون رسول پيغام قسّيسان يعنى دانشمندان ملت نصارى « ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ » « 1 » بعمرو بن العاص رسانيد . عمرو در جواب گفت : فتح اين مملكت حضرت حق تعالى كند بنصرت دين محمد عربى صلى اللّه عليه و آله و سلم كه نزد شما بتواتر رسالت و عموم دعوت او معلوم است و بر شما هم حكم انجيل فرض گردانيده كه دعوت او به پذيريد و من هم ازينجا باز گردم و اصلا متعرض مال و بضع و نفس و ملك ملك شما چون با سلام در آيد نشوم . فامّا اين كه ميگوييد در كتاب مسطورست كه كسى اين مملكت را بگيرد كه نام او سه حرف باشد نام من سه حرف نيست و من اين مملكت را نميگرم و من مامور امر كسىام كه نام او سه حرفست چون او بيايد آن علامت كه شما در كتاب خود ديده‌ايد اگر صحيح باشد درست خواهد شد و درو قصورى راه نخواهد يافت . فى الحال صورت واقعه را معروض عمر گردانيد . عمر باتفاق اكابر مهاجر و انصار از مدينه بيرون آمد و امير المؤمنين على بن ابى طالب كرّم اللّه وجهه را [ 68 پ ] بر مدينه خليفه گردانيد و متوجه بيت المقدس شد و عباس بن عبد المطلب رضى اللّه عنه را با خود به‌برد و صورت رفتار ايشان وقت سير چنان بود كه حضرت عباس بر دراز گوش سوار بود نام او يعفور و آن حمارى بود كه حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم گاهى برو نشستى و بعد از وفات آن حضرت عباس برو نشستى ، درين سفر بران « 2 » نشست و عمر بن الخطاب كه خليفه بود بر شترى جهازبران نهاده سوار شد و تمامى امراء لشكر به ترتيب « 3 » و زينت تمام كه از غنايم قيصر در فتح شام يافته بودند بعمر

--> ( 1 ) - سورة المائده قسمتى از آيهء : 82 . ( 2 ) - در اصل : بدان . ( 3 ) - در اصل : بتربيت .