فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
156
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
بايسنغر اسير صد غم شد * همچو سلطان على ز عالم شد بابر از ملك و حشمت مغلى * كابلى گشت و ماند در يغلى علم خان چو سر فراز آمد * ملك با اهل خويش باز آمد دشمنان جمله مستمند شده * علم چنگيزى بلند شده تا جهان باد پادشاه جهان * خان بن خان محمد شيبان بعد از استواء أعلام سلطنت حضرت خان خورشيد نشان و زوال ملك و پادشاهى مغول و جغتاى عرق حسد خانان دشت روى در نبوض آورد و فى الواقع ايشان چنين ظاهر ميگردانند كه بواسطهء شدت احتياج به ثياب و لباس كه اصل آن كرباس است و جامه و كفن از ضرورات ناس ، تعرض به بلاد حضرت خان مىنمايند ، چه فرمان همايون در بعضى اوقات عزّ صدور يافته بود كه اصلا با تجّار مردم قزّاق ، مردم تركستان معامله نكنند و ميان ايشان و مردم اين بلاد آمد و شد و تردّد تجّار نباشد . چنانچه در بعضى اوقات حكم شد كه در بعضى ممالك تركستان و بلاد خوارزم تجّار قزّاق را غارت كنند و حضرت خان را در صدور اين حكم انواع مصالح و حكم است . حكايت در صحاح اخبار سيرت و مغازى صحابهء كرام رضوان اللّه عليهم وارد شده كه مملكت مصر را [ 68 ر ] عمرو بن العاص فتح كرد بامر امير المؤمنين عمر بن الخطاب و تفصيل حكايت آن بود كه بعد از آنكه ابو عبيدة بن الجّراح تمامى ملك شام را فتح كرد ، هر قل و لشكر روم را از بلاد شام بيرون كرد و او را فتوح عظيمه روى نمود و متوجه بيت المقدس شد جهة فتح آن مملكت كه آن روز كعبهء نصارى بود . عمرو بن العاص بيت المقدس را بامر ابو عبيدة بن الجرّاح حصار داد و آن روز در خيل ابو عبيده بود قسّيسان و رهبانان بيت المقدس كه در مسجد اقصى جمع گشته بودند ، پيغام فرستادند بعمرو كه اين مملكت را تو فتح نتوانى كرد ، زيرا كه در كتب اولين كه بر