فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

153

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

علوّ همت با وجود قلت ذات اليدو تصور مكنت در طلب عالم گيرى در آمدند و به حكم قول متنبى شاعر كه گفته شعر متينى : اذا ما كنت فى امر مروما * فلا تقنع بمادون النجوم فطعم الموت فى امر حقير * كطعم الموت فى امر عظيم ترجمهء فارسيه چو در كارى نهادى گام تدبير * مجو اندك چو كار مردى آنست كه طعم مرگ در امر محقّر * چو طعم مرگ در كار كلانست در تدبير مهمّات عظيمه خوض فرمودند و تحمل شدايد را در نيل مقاصد حقير شمردند و غوص در تيّار بحار زحمت و نكال جهة توصل بدرر مقاصد و مآل بر نفس آسان گرفتند ، تا بظهور آمد آنچه آمد و بصدور پيوست آنچه در صدور نمىآمد . و اما سبب عداوت و مباراة و مجادله و مقاتله با خانان دشت خصوصا برندق خان كه حالى اكبر خانان و مشهورتر سرداران دشت است جهة حسديست كه ايشانرا ازين دولت برومند و اين سعادت ارجمند خواطر مستمند رنجانيده [ 66 پ ] و غبطه برين نعمت و سرور و پادشاهى و مكنت و حضور نكايت بخواطر ايشان رسانيده و چون بحسب ارث و استحقاق ، خانيّت دشت قبچاق ، حق حضرت اعلى خانيست و هميشه اجداد كثير الجدود و آباء وافر السعود آن حضرت ، خان على الاطلاق در دشت قبچاق بوده‌اند آنجماعت هرگز ازين انديشه خالى نمىباشند كه اگر شاهباز عزيمت آن حضرت قصد شكار تسخير ممالك دشت نمايد يقين كه ابواب فتوح بر روى خاطر عالى برگشايد و اسم خانيّت از صفحهء مفاخر خانان دشت بفرسايد و حضرت اعلى خانى را با برندق خان مقامات و ايّام و معاركست كه تمامى در ميان اولوس اوزبك مشهور و در تاريخ خاصّهء همايون بسيارى از آن مسطور و مزبور گشته و اين فقير از تقرير دلپذير حضرت خان شنيدم كه فرمودند : نوبتى با صد مرد از نوكران