فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

152

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

را در مخاوى آن با شكّر معرفت آميخته است . در نشر حقايق تصوّف ، قرين مثنوى مولوى و در اداى دقايق تعرف ، ناشر علوم معنوى . هر بيت ازو خانهء از جنّت رضوان معانى و هر حرف ازو ظرفى از ظروف معارف عالى مبانى . زلال نظمش روح افزاى تشنگان بوادى سلوك و طلب و عيون متونش راهنماى گم گشتگان وادى رياضت و تعب ، هر مصراعش بسوى دار السلام حقايق بابى مفتوح و هر قافيه‌اش رديف سمند معرفت در قطع منازل فتوح . ابيات نسخهء عالى سكندر نامه است * چرخ راز و گرمى هنگامه است شاعرى كو را جواب آورده است * اسب نظم او سكندر خورده است منبع عين معارف خوانمش * مطلع شمس لطايف دانمش معدن درّ علوم و معرفت * وصف او بيرون ز طوق هر صفت دلگشاى خاطر آگاه حق * رهنماى سالكان راه حق [ 66 ر ] اتفاقا يكى از دوستان الهى آن را در دشت ، ايّام توطن حضرت خلافت پناهى برسم پيشكش در مجلس همايون گذرانيده و خاطر عالى را از مطالعه و نظر در آن كتاب انواع فتح الباب شده از استيفاء مطالعهء آن گنجينهء معارف جواهر زواهر حقايق و لطايف در خزانهء خيال جاى گير گشته و از جملهء بواعث و دواعى بر فتح عالم و تسخير جهان يكى آن بود كه بر ظهر آن كتاب جامع معارف لباب دو بيت يافتند كه از بقاياء ارقام ارباب الهام بود و مضمون آن اشارت بفتوحى نموده كه كسى را حاصل گردد كه از طرف دشت باشد و از جمله اين لفظ درو موجود كه « فتنه ز دشت زد علم » ظهور اين معنى نزد خاطر عاطر باعث بر طلب ملك موروث و ارادت نشر عدل و احسان در اطراف و اكناف جهان گشت و بر ضمير خورشيد تأثير لايح شد كه چرا نشايد كه اين مظهر موعود ما باشيم و نثار جواهر آثار بر روى زمين بپاشيم . لاجرم به حكم « ان اللّه تعالى يحب عوالى الهمم و يبغض سفسافها » از مقام