فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
151
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
خاطر همايون مايل بجمع گوسفندان و تكثير اسباب راحت و فراغ شدى از اقدام بر وظايف تحمّل زحمات و شدايد در طلب جهانگيرى متقاعد گشتى و از سعى و اجتهاد جهة وصول و نيل به مقصود و مراد احجام نمودى چون از طلب گلّه و رمه و اسباب تنعم و ترفّه اعراض واقع شده بود و عزم عالم تسخير مطلقا توجه بصوب صيد و شكار نموده و توطن آن بلاد را مانع سير بجانب عالم گيرى ندانسته هر آينه بر حسب جريان تقدير الهى بعد از بلوغ مرتبهء كمال از دشت قبچاق بيرون آمده بديار ماوراء النهر ميل فرمودند و مدتى در بلدهء فاخرهء بخارا سكون يافته و بصوب قراءة و حفظ كلام اللّه المجيد و طلب علوم و معارف شتافته ، نفس عزيز را بحليهء كمالات خلقى و خلقى و معارف وهبى و كسبى مزيّن و محلّى فرمودند و چون در آن اوقات وفور مهامّ و مشاغل ملك گيرى مانع و عايق از طلب علم و مجالست [ 65 پ ] علما و صلحا و ارباب كمال نمىشد ، ذات شريف را بوساطت صحبت ارباب فقر و زهد و كمال در طرفين علم و عمل تحلّى بكمال حاصل آمد و بر اوج فلك دانش و بينش عروجى تمام يافت و كثرت مصاحبت اوليا و علما سبب آن گشت كه وقت ظهور مظهر موعود و اوان بروز سرّ مكتوم است از پردهء غيب مكنون و چون وعدهء موعودهء حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم كه در باب حارث فرموده بودند نزديك شد آثار آن از ممرّ اعلامات اوليا و مبادى و مخايل آن از مجارى اقلام ارباب الهام بر خاطر عالى تجلّى نمود و از جمله يكى آن بود كه بزرگى از اوليا و علماء روم كه او را مولانا احمد گفتندى قدس اللّه روحه و ادّر علينا فتوحه كتابى تصنيف فرمود اسم او « اسكندر نامه » و در آن كتاب حكايت اسكندر رومى را بتفصيل گزارش داد و نظم او به زبان تركى روم بود . وصف كتاب اسكندر نامهء تركى چه كتاب ! ديباچهء از دفاتر علوم و معارف و گنجينهء مشحون بجواهر زواهر نكات و لطايف دقايق ، توحيد را با حقايق علوم مواجيد آميخته و زهر آب نصيحت