فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

146

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

ساختند و اصلا طمع در آن ملك آراسته نفرمودند ، با وجود آنكه معلوم بود كه الوس جغتاى بموافقت اولاد تيمور بيك طراغاى مطلقا از طاعت اولاد چنگيز خان بيرون رفته‌اند و در سلطنت و عالم گيرى عزم استقلال و استبداد دارند ، اين غايت كرم و مكرمت است كه از حضرت خان بزرگ صادر شده . حضرت خان عاليمكان فرمودند : تقدير نبوده تصرف نمودن در ملك . آن روز اين فقير ازين كلمه چنين فهميدم كه مناسب آن بود كه او را دفع كنند و چون به زخم شمشير نامدار تسخير ملكى بر سبيل اقتدار فرموده بودند مقتضاى راى صايب و حفظ ناموس پادشاهى آن بود كه سلطان ابو سعيد را در مقام پدران او قبل از ظهور تيمور بيك باز دارند و عنان اختيار پادشاهى را مطلقا در قبضهء اقتدار او نگذارند . فامّا چون تقدير بر حصول ملك ماوراء النهر و رجوع سلطنت اين ديار بخانوادهء چنگيز خان در آن وقت نبود ، هر آينه اين معنى بر خاطر فيض مآثر حضرت خان بزرگ فايض نگشت و اصلا برين معنى نيفتادند و عنان اختيار را در دست دشمن بيگانه باز گذاشتند ، ما را هم مكنت آن نوع بخشش هست و اثر و علامت آن واقعهء خانان مغول كه بر محمود سلطان خان والاجه خان قدرت و استعلا واقع شد و هر دو را بسلامت سر داده ملك قديم را به ايشان گذاشتيم . اگر بعضى ممالك از دست اولاد تيمور بيك بيرون كرديم نه از طمع ملك و عدم قناعت بر اندكى از مملكت است بلكه بنابر جريان حكم تقديرست كه تقاضاى آن مىكند كه ملك موروثى باز در قبضهء اقتدار و دست اختيار ما درآيد و در چنين اندك كلامى همچنين مقصد و مرامى درج فرمودند . « تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » . « 1 » وصف حضرت شاه بداغ سلطان ديگر از خانان شيبانى كه بر تمام اوزبك حكم كردند و تمامى سلطانان ، اولوس ايشانرا در مقام طاعت و انقياد در آمدند [ 63 پ ] . بعد از وفات حضرت خان

--> ( 1 ) - سورة آل عمران قسمتى از آيهء : 26 .