فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

144

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

شد از حدود دشت و حوالى آب عادل كه آب آتيل گويند او را ، به مدت دو ماه يا زيادت هر روز بدين نوع حشمت و اين مايه مكنت كوچ كنان و ارابه كشان در ميان برف متنعم در لباسهاى كيش كه سمورست و تين كه سنجاب است و ديگر انواع پوستينها و لباسهاى ابريشمينه و آلات و زينتهاى بسيار بعد از دو ماه بحدود قشلاق گاه در آيند و قشلاق گاه ايشان كنار آب سيحون باشد كه آن را آب سر خوانند و چنانچه سابقا بيان كرديم تمام اطراف سيحون محفوف به بيشهاى پر نى است كه آن را در تركى قمش گويند و علف و هيزم ايشان فراوان و گوسفند ايشان شايد بعدد درختان باشد . گوييا علف آن ديار باندك تصرفى حيوان مىشود و حيوانش اسرع از آن سباع ميگردند و شايد از خواص آثار بلاد شمال باشد سرعت انتقال هر يك از مركّبات به ديگرى ، چه علفش كه نباتيست سريع الانتقالست به حيوان و حيوان سريع - الانتقال به انسان و شايد خاك و آب هم سريع الانتقال باشند بعلف . چون بقشلاق گاه آيند بر طول آب سيحون نشينند و شايد زيادت از سيصد فرسخ باشد طول ساحل سيحون كه ايشان بران مىنشينند و چون بساحل سيحون رسيدند بديار تركستان نزديك گشتند زيرا كه تركستان هم بر ساحل سيحون فتاده است و در هر الوس ، نامدار سلطانى كامكار از اولاد چنگيز خان موجود است و با جماعت خود در محلى كه يورت قديم ايشان بوده و از زمان يوجى خان و شبان خان الى اليوم در آنجا مىنشسته و از علف‌خوار آن تمتع مىيافته‌اند همچنان بياسا فرود مىآيند و منازل مىگيرند و ميان خانان اوزبك هميشه منازعت و مجادله است خصوصا ميان خانان شيبانى و خانان قزّاق . ذكر خانان بزرگ شيبانى كه خانيت كرده‌اند و در زمانهاى گذشته اكثر خانان بزرگتر از قبيلهء شيبانيان مىبوده‌اند . و در ميان [ 62 پ ] خانان شيبانى درين عصرهاى نزديك ، بزرگ تمام خانان هر دو