فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
143
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
دشت رشك بوستان در كمال فراغت و راحت گذرانند و بر حسب مقتضاى « الدنيا سجن المؤمن و جنّة الكافر » « 1 » آن صحراهاى بهشت آثار جنّت نگار را مخيّم دولت و مرابع راحت و فراغت خويش شمارند و عدد گلّهاى گوسفندان و گاوان و شمار خيل اسبان ايشانرا بجز حق تعالى كه علم كاملش محيط بما لايتناهى ميگردد كسى نداند و هيچ محاسب بانامل عدّ و احصا و هيچ محرر بشوامل دفاتر بىانتها عدّ و احصاء مواشى ايشان نتواند و چون اواسط ايّام خريف گردد ، هواى آن مملكت روى در سردى نهد و برفهاى عظيم افتد ، هر آينه بواسطهء قشلاق گروه قزّاق از دشت روى سوى مشتات آورند و چون در مسافت سير ايشان بجانب قشلاق گاه هيچ آبى كه مواشى ايشانرا كافى باشد موجود نيست بحسب ضرورت قطع آن مسافت را در ايّامى نمايند كه معابر و مشارع تمامى ممتلى از برف باشد و ارابهاى ايشان كه بر گردونها بستهاند در آمدن و رفتن البته بايد كه بر بالاى برف رود [ و ] الا ايشانرا از هلاك به تشنگى و بىآبى خطرست و از ثقاة ارباب خبرت استماع افتاد كه مىگفتند خانهاى ايشان كه به شكل ارابه ساخته و پرداختهاند و بر گردونهاى گردون مانند بار كرده و شتران و اسبان آن را ميكشند و از منزل به منزل مىبرند به شكل قطارها در عقب يك - ديگر روانه ميسازند و اگر بر توالى و تعاقب يكديگر روان شوند مسافت صد فرسخ مغولى گنجايى ايشان دارد كه يك قدم در ميان ايشان فاصله نباشد و هر خانهء از آن خانها مسكن يك شخص از مردم قزّاق است كه مفلستر ايشانرا اسب و شتر و گاو و گوسفند از هزاران افزونست و تمامى اين مردم نامدار كه صاحبان اين خانهاى بى - شمارند پهلوانان با فرهنگ كه در روز جنگ يك نفر ده سر را از لشكر پر قوّت غنيم باشد [ 62 ر ] و بتازيانه ده جوان را از نامداران مشهور زمانه صيد فتراك خود سازد ، يا اسم هستى از كارگاه حيات او براندازد بدين وجه كه در طريق سير ايشان مذكور
--> ( 1 ) - مسلم بن حجاج : زهد 1 - ترمذى : زهد 16 - ابن ماجه : زهد 3 - احمد بن - حنبل : II ، 197 ، 323 ، 389 ، 485 . ( المعجم المفهرس )