فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
133
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
وصف مرض ذات الصدر ديگر روز در منزل ارقوق بواسطهء اغتسالى كه سحرگاه در ميان برف و سرما نموده شد ، هوا تأثير كرد و سدّهء عظيمه در سينه پيدا شد و اول مرض ذات الصدر سمت صدور يافت . سينه كه محل ترداد نفس و موضع هواكش اين قفس است از تعلّص [ 57 ر ] عضلات و عروق رو در تنگى آورد و طرق تردّد بر خون كه مركب روح حيوانيست بر بست و غلظت و خشونت مواد موجب خشكى و يبوست فضاى صدر شد نفس در غرغره آمد و نفير مادّه يابس طنطنه در مجارى روح افكند حنجره كه گذرگاه بدل ما يتحلل است از قبول آن معطل شد و حلقوم از استيلاء يبوست در ابتلاع آب دهان عاجز گشت ، هيجان مواد خون و صفرا ، اخلاط را متعفن ساخت و حمّاى مطبقه حدوث پذيرفت . لهب و اضطراب از التهاب مادهء شوق و سوداى عاشقى باد ميداد و قلق و التهاب حاكى از هيجان هموم ايّام فراق بود . ابيات بدن كامل عزيز القدر * مبتلا شد برنج ذات الصدر تنگى سينه راه حنجره بست * نفسم را صداى غرغره بست مرغ جانم در اضطراب آمد * قلق و سوز و التهاب آمد سينهء تنگ همچو صندوقست * كه نفس در فضاش موثوقست نقد صندوق من دل تنگ است * كه به راه عدم خوش آهنگ است گر بصندوق من به بندد دم * سوى صندوق قبر آوردم چون از آن منزل كوچ واقع شد در عين شدّت مرض و آن حوادث و آفات كه شمهء مشروح شد در منزل قلعهء اوز كند چند روز بود كه بدن به تصرف غذايى بدلى نيافته بود و روى از اكل و شرب بالكلّيه برتافته ، در محفل همايون خرگوشى را كباب ساختند و لطف بىپايان حضرت خليفة الرحمن التقام بعضى از لحم آن فرمودند و بطريق استمرار سؤر مبارك خود كه سؤر ارباب عزت و سرورست نزد اين