فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
114
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
اندك تشابكى پيدا كردند و يكى از دليران سواران فرمودهء « وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ » « 1 » خوانده از سر جان برخاست و بر سمند زمين نورد نشست و بر بالاى آن اشجار متشابك ميل عبور كرد ، چون قدمى چند روان شد دست و پاى اسب در غورقاق فرو رفت و فرس از پاى در آمده در لاى افتاد و مردمان فرياد برآورده در عقب او شتافتند و او را با اسب جهان نورد در لجهء غرق و هلاك يافتند . « 2 » چون سوار چابك رفتار با وجود خفّت اثقال بدين صعوبت عبور و انتقال كرد و بساحل نرسيده در آن گرد آب هلاكت مستغرق امواج زحمت و ملال شد ، ديگران كه احمال و پرتال داشتند دندان طمع از عبور و مرور برداشتند و خاك خسار بر ديدهء اميد خلاص پاشيدند و تواتر رياح عاصفه و توالى هبوب بادهاى سرد خود همگنانرا چنان متحير ساخته بود كه تأمل در شدايد آن حال كسى نمىيارست نمود و بقدم اجتهاد ساحت آن وادى خونخوار نمىتوانست فرسود . فى الجمله بعد از آنكه نهار ارتفاع يافت و سطح قاق [ 49 ر ] كه بواسطهء يخ در كمال ملاست بود اندكى نعل گير شد از اطراف مردمان متوجه درختان شدند و همگنان بجدّ تمام و سعى ما لا كلام هيمه و اشجار فراوان و بيخهاى درختان حمل كرده در معبر افكندند و بكوشش بسيار يك يك از آن قاق خونخوار شتران باردار را قطار قطار بگذرانيدند و رخت حياتى بساحل نجاة رسانيدند و در آن زمين پر آب چند نوبت ديگر گذار بر قاقها افتاد و همچنين رخنها بدرختان مسدود ساخته تا آخر روز بدين دستور سير و عبور ميكردند . وصف شب سرما شب هنگام كه زورق خورشيد ثاقب در گرداب مشرق ناضب شد و سطح خضراى گردون محل جولان سيّاحان « كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ » « 3 » گشت نظار گيان
--> ( 1 ) - وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتاباً مُؤَجَّلًا وَ مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْها وَ سَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ . سورة آل عمران آيهء : 145 . ( 2 ) - بجاى نقطه حرف « واو » در متن آمده بود و زائد به نظر رسيد . ( 3 ) - وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ . سورة الانبياء آيهء : 33 .