فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

102

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

بوديد . اكنون خود را خليفهء اسلام ساخته و اسب سرزنش در مصاف لاف تاخته ، خويشتن را بر توسن كامرانى تازه و كش ميدانى و ما را شايستهء شتر آب‌كش ميخوانى . درين سخن ابو قتاده حرث بمعنى دوانيدن و لاغر گردانيدن اسبها آمده و به اين معنى صادق است بر حضرت ، بلكه شايد كه مراد خود اين معنى باشد ، بنابر آنكه اتفاق تمام ديده‌وران كارگاه دولتهاى پادشاهان سابق و عالمان باخبار سلاطين ماضيه است كه هيچ پادشاه دولت يار كه بر سمند جهانگيرى سوار شده باشد در سعى و ايلغار چنين اجتهاد نفرموده كه حضرت خان عالى مكان . وصف كردن كمال اسمعيل ايلغار خوارزمشاه را و كمال اسمعيل كه يكى از شاعران مشهور عالم است در مدح سلطان جلال الدين خوارزمشاه گفته هنگامى كه او گريخته از چنگيز خان [ 43 پ ] و به طرف هند رفته و از هند ايلغار كرده بولايت آذربايجان آمده . بيت براق عزم تو گامى كه بر گرفت ز هند * نهاد گام دگر بر اقاصى ارّان كه بود جز تو كسى از ملوك عصر كه داد * قصيل اسب ز تفليس و آبش از عمّان و حال آنكه تمام اين ايلغارها كه خوارزمشاه كرده در وقت فرار از لشكر چنگيز خان بوده و ايلغار در وقت فرار هنر نمىباشد . اگر كمال اسمعيل زنده بودى و امسال مشاهدهء اين يورشها كه حضرت خان فرمودند بنمودى كه بيك نهضت از بخارا بدامغان رفتند و قلاع و ممالك كه اكثر در حيطهء تسخير در نيامده بود ، تسخير فرمودند و قبل از ورود صدمات زمستان بمرو معاودت فرمودند و هم درين سال عزم يورش دشت قبچاق فرموده ، حالى بتركستان اقامت رايات سعادات آيات فرموده‌اند هر آينه از مدحتى كه خوارزمشاه [ را ] كرده شرمنده شدى و فرارهاى او را از چنگيز - خان نستودى ، پس مقرر شد كه حارث بدين معنى اصدق اوصاف است حضرت خانرا . چهارم حارث بمعنى عامل و مراد ازو كردار و فعل است و بدين معنيست آنچه در حديث