فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
99
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
بر فرزندان نهند آن حارث است ، يعنى هر كس از اولاد آدم كاسب اعماليست كه جزاء آن مىيابد ، اگر كسب اعمال خير كند ، جزاى خير يابد و اگر كسب اعمال شر كند جزاى شر يابد و برين [ 42 ر ] معنى آن حضرت شك نيست كه كاسب اعمال خيرست ، چه هر كس كه با آن حضرت در اوقات مختلفه مصاحبت كرده مىداند كه آن حضرت كلّ اوقات را در كسب طاعات و اعمال ميگذراند و همه اوقات بانتظار وقت نماز نشسته يا بقراءة قرآن مشغولند يا مباحثهء علمى در ميانست يا بمهمّات داد - خواهان و حفظ حوزهء مملكت و دفع موادّ فساد كفّار و باغيان كه بيضهء اسلام را با فساد خراب كردهاند و مىكنند اشتغال ميفرمايد و همچو ديگر ارباب ترفّه و تنعّم و اصحاب نعمت و فراغت از سلاطين و حكام ايشانرا فضول وقتى نمىباشد كه در ان مجلس عيشى و صحبت لذّتى عقد كنند و بجام خوشگوار و مطرب نيكو سرود و بزم چنگ و عود طلب فرح عاجل و لذّتى و اصل بنقد نمىفرمايند با آنك مثل انوشيروان در كمال عقل و عدالت از اين خالى نمىبوده . حكايت نوشيروان عادل را حكايت كنند كه نوبتى بزم سرورى انگيخته و صاف مدام در جام عيش ريخته بود ، گوش هوش را كه پيوسته محل سماع نفير داد خواهان بود ساعتى مجلاى استماع عود خوش آوازان ساخته و قوت سامعه كه چكاچاك تيغ و شمشير در جنگ شنودى در چنگ گوشمال چنگ انداخته ، چنانچه ابو فراس شاعر جهة سيف الدوله حمدانى گفته هنگامى كه يكى از استادان ، عودى جهت او آورده بودند و ابو فراس او را به خدمت سيف الدوله فرستاده بود و بدين ابيات التماس كرده كه ساعتى از طيب نغمهء او بر آسايد و بعوض صداى شمشير در جنگ ، گوش بر آهنگ عود نهد و ابيات اينست . شعر محلّك الجوزاء او ارفع * و صدرك الدّهناء او اوسع