فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

90

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

ابيات اگر حق خدمت بجا آورى * رخ اندر طريق صفا آورى اداء حقوق محبت كنى * ز دل رفع انكار و علّت كنى بطاعت بر شاه بندى كمر * فداى ره او كنى جان و سر در آخر همه ملك و جاهت دهد * ز شرّ حوادث پناهت دهد چه خوش گفت داناى حكمت صفت * كه بر قدر خدمت بود تربيت ذكر واقعات قلعهء ارقوق از واقعات كه در منزل [ 38 ر ] قلعهء ارقوق روى نمود يكى آن بود كه حضرت سلطنت پناهى محمد تيمور سلطان از طرف سمرقند بر راه ساحل نهر سيحون با طوايف عساكر روز افزون باردويهء همايون ملحق شدند . وصف كثرت و عدت لشكر سمرقند جنود غير معدود در موكب شريفش عز مراكبت يافته و ماهچهء رايت خورشيد آيتش از افق عز و جلال و مشرق دولت و اقبال تافته و عساكر خاصهء آنحضرت و لشكريان ولايت سمرقند و ولايات و توابع و لواحق و مضافات اكثر از سى هزار سوار نامدار جرار كه پلنگان عرصهء كار و نامداران مصاف كارزار بودند در موكب شريف حضرت سلطان تمامى با ساز وعدهء فراوان و جملگى بزينت و يراق پسنديده آراسته به بحر زخّار عساكر خانى كه موجى از آن بحر محيط را از آثار برآورد و فوجى اگر توجه بجبال راسيات آورند او را نمونهء « و دكّت الجبال دكّا » نمايند سمت التحاق يافتند و فى الواقع لشكرى فراوان آراسته بانواع ساز و عدّه بىپايان بودند كه از كثرت ايشان هوا را ضيق النفس پيدا شدى و از صدمت حملهء ايشان زمين را بيم زلزله و سما را انديشهء و لوله روى نمودى . همگنان جوانان كار بر بالاى سمندان فلك رفتار بعزم كارزار روى بسته و دست گشاده و كهول فحول كه در مصاف هيجا و عرصهء جدال داد مردى و مردانگى داده بودند ، پهلوانان