فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

87

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

وصف نزهت بلاد تركستان [ در ] ايام بهار و بلاد تركستان در ايام بهار از رياض كثير الازهار جنّت حكايتى و از نزهتگاه باغ ارم ذات العماد كنايتى است . الوان نباتات مختلفه و انواع رياحين مؤتلفه در اطراف و اكناف او زينت زمين گشته ، گويى ، دشت و صحراى او از طيب هوا و عذوبت ماء نمونهء از آب و هواى خلد برين گشته ، شعب اشجار طرفا همچو قضبان زر احمراز وسط نبات اخضر پندارى شاخهاى ياقوت است [ 36 پ ] از اصول زبر جد سر برزده و گلهاى گوناگون همچو لعل بدخشان در حوالى و حواشى آن دشت ، رشك نزهتگاه روضهء انكليون شده ، صفاى هواى او حكايت از نسيم عنبر سرشت رياض بهشت مىنمايد و عذوبت چشمهاى جانفزايش چون زلال حيات بخش جنّت عدن روح را روان و روانرا زندگى جاودان مىبخشايد . هرگز در بلاد تركستان از امراض و بويى و آفات طاعونى هيچ آفريده نشان نداده و بدن هيچ مقيم در نواحى آن اقليم از حميم حمى در بستر ضعف و نحافت ، سقيم نيفتاده . جميع صحارى و برارى آن ديار كثير البركات مشحون بشكارى ، آهويان از كثرت علفخوار مراعى آن دشت همچو گاوهاى فربه از تك و تاز باز مانده و صيّاد در عقب صيد آن ناحيه هرگز سمند كوشش ندوانده . از بسيارى ثقاة كه ارباب اعتماد اخبار بودند ، در آن بلاد استماع افتاد كه در آن ولايت گاه هست كه ميهمان عزيز در خانهء كسى قنق شد و وظايف رعايت ضيف و اداى حقوق مهماندارى كه حق مردم تركستانست از صاحب خانه نسبت با او تقديم افتاد ، اگر احتياج به گوشت شد فى الحال مهمان دار كمان اقتدار در دوش افكنده با چند سر چوبه تير دامن عزم شكار بر ميان استوار ساخت و جهة تهيه شام مهمان روى بجانب صحرا و بيابان كرد و فى الحال به شست هنرورى آهوى فربه را هدف تير شكار خود ساخته و از شحم و لحم آن رزق حلال نزل مهمانرا بر وجهى لايق پرداخته ، با نعمت فراوان بصوب خانه معاودت نمود و فقير اوايل بهار كه از بلدهء « سقناق » به شهر صبرام